دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱
آویخت صبا چو رهزنان بردارش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۲
مالیدن دستی که کشیدی بسرش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳
بر صفهٔ سرد با یکی بالاپوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴
نتوانستم گرفت در آغوشش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۵
میخانه درون کشیدم از خم سر جوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۶
تا جنگ شود بشنوم آن دشنامش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۷
بر مصحف اگر دست نهد نشنومش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۸
می بیلب نوشین تو کی گردد نوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹
بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۰
دریای دو چشم موج خون میزد دوش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۱
سوگند بدان جان که شده است او مستش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۲
وان را که نه عاشق است او را مالش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۳
آنرا که چنان کند چنین آید پیش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۴
هل تا بکشندم همه عالم تو مکش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۵
ور صبر کنم گوید ایوب مباش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۷
الفقر شفاء و سوی الفقر مرض
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۸
نورست شعاعست و شعاعست و شعاع
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۹
گر عشق نبودی، ننمودی صانع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۰
زاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۱
ای جان معاشران و سلطان سماع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۲
چون باد صبا بسوی گلزار سماع
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳
محروم ز بلبل و گلستان ز باغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۴
آئیم به باغ با تو ای چشم و چراغ