دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۵
ننهم به خدا ز مهر کس بر دل داغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۶
من آن توام بخسب ایمن به فراغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۷
گویند امید عشق خامست دروغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۸
گویند پس از هجر لقا نیست دروغ
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹
وانکس که نداند این معافست معاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۰
دیوانه معافست معافست معاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۱
از سینهٔ خود سینهٔ شب را بشکاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲
با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۳
کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴
خوان تو گرفته است از قاف به قاف
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۵
با بنده بباخت تاق و جفتی به وفاق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۶
در حال دهد کون و مکان را سه طلاق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۷
فربه ز خیال تو روان عاشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۸
مستی و خمار من که دارد در عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۹
للشمس لا ذهلت عن الاشراق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰
هم کشته شد به آخر از خنجر عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱
در گردن ما درافکند دفتر عشق
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۲
با خاک درآمیخته شد گوهر پاک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۳
یا از جز عشق دامنش گردد چاک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۴
گردید قدح تا بزنی انگشتک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۵
نه کفر و نه ایمان نه یقین ماند و نه شک
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶
ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷
زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸
بر دامن زیرکان عالم زن چنگ