دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷
ور پای نماند هم نوایی میزن
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳
من دزد نیم مبند دستم بر سن
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵
خو با ما کن ز دیگران خو واکن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰
سودای نوی درافکنی در سر جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۴
هم فتنه برانگیزی و هم فتنه نشان
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۲
یا قول درست، یا خطائی برگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۴
در مه به نشاط ننگریستم بیتو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۶
او توست ولی به او میگو تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۶
همخرقهٔ روح را بیگانه مگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸
بیرون شو ازین شش جهت تو بر تو
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷
در وصل بزاده وز جدائی مرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴
او راست توانگری گدائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳
در کوی خرابات چه درویش چه شاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱
مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳
برخواسته دل از خور و خواب افتاده
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰
سرمست پیالدهٔ بقائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳
گفتم که برو امشب اینجا نائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹
در سلسلهٔ دولتیان میآئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۴
وانگاه چو آئی نفسی سیر آئی
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۶
زین پیش مپرس اگر چنین میپرسی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵
یاران هستند لیک دلسوز توی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷
پیوسته به زلف عنبر ترسائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸
این درد ز حد رفت چه میفرمائی