دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
الهی به مستان میخانهاتبه عقل آفرینان دیوانهات
دگر سینهام چون خم آمد بجوشبر آمد از این قلزم غم خروش
الهی سوختم بیغم الهیکرامت کن نم اشکی و آهی
ای سرو سهی که بر سمندیپیشت دو جهان بگو به چندی