دفتر شعر
۴۲۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۳۹
گشته ام پیر، ولی عشق جوانی دارم
شمارهٔ ۲۴۰
چون رسم پیش تو نتوانم از آنجا گذرم
شمارهٔ ۲۴۱
هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم
شمارهٔ ۲۴۲
که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم
شمارهٔ ۲۴۳
ز بیم غیر، نتوانم نظر سوی تو اندازم
شمارهٔ ۲۴۴
ازو، باری، چرا گوید کسی؟ جایی که من باشم
شمارهٔ ۲۴۵
وگر رانی برونم، چون سگان بر آستان باشم
شمارهٔ ۲۴۶
بصبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم
شمارهٔ ۲۴۷
در خاک شوم، خاک سر کوی تو باشم
شمارهٔ ۲۴۸
سگ غلام غلام سگان کوی تو باشم
شمارهٔ ۲۴۹
گفت: قطعا هم مبین سوی دگر، گفتم: به چشم!
شمارهٔ ۲۵۰
بگذارید که حسرت خورم و آه کشم
شمارهٔ ۲۵۱
سروی بنشانید، روان، بر سر خاکم
شمارهٔ ۲۵۲
تا لاله مگر روزی سر بر زند از خاکم
شمارهٔ ۲۵۳
بوی پیراهن یوسف شنوند از کفنم
شمارهٔ ۲۵۴
باز چون فردا شود امروز را فردا کنم
شمارهٔ ۲۵۵
رویش، بدین بهانه، مگر سوی خود کنم
شمارهٔ ۲۵۶
لیک از خوی تو میترسم، ندانم چون کنم
شمارهٔ ۲۵۷
غم را ز دل برون نتوان کرد، چون کنم؟
شمارهٔ ۲۵۸
دیگر نماند جای نفس، آه چون کنم؟
شمارهٔ ۲۵۹
گرفتد دوری، معاذالله! صبوری چون کنم؟
شمارهٔ ۲۶۰
من سگ آن آستانم، بی وفایی چون کنم؟
شمارهٔ ۲۶۱
بود و نابود همه در سر کار تو کنم
شمارهٔ ۲۶۲
چو نیست گلرخ من، لاله زار را چه کنم؟