دفتر شعر
۲۷۰ شعر در این دفتر
رایت الله فی عینی بعینهو عینی عینه فانظر بعینه
رهرو میر ما خلیل اللهدر همه راه با همه همراه
به هر صورتی نشئه ای یافتهچو خورشید بر ذره ها تافته
رهر و میر ما خلیل اللّهدر همه راه و با همه همراه
مقدم بر همه اسماست اللّهچنین گفتم به آن یاران درگاه
اهل عقبی همت از وی یافتهمالداران ثروت از وی یافته
اگر درویش میجوئی منم درویش بیچارهو گر دلریش میجوئی منم دلریش بیچاره
مظهر اسم اعظم است آن شاهبه حقیقت یکی است عبداللّه
مظهر کامل است عبداللّهبر همه شامل است عبداللّه
ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانهبس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه
رایت اللّه فی عینی بعینهو عینی عینه فانظر بعینه
گر بمیری ز خود بقا یابیور کشی زحمتی عطا یابی
ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابیازین و آن چو بگذشتی همه نور خدا یابی
رفتی ای خواجه و زیان کردیعرض خود در سر زبان کردی
در ره حق اگر تو دیناریگمرهان را به سوی دین آری
گر یکی را دو بار بشماریآن یکی را دو یک نگهداری
گر تو عارف شوی شوی بخشیاین چنین عارفی به از بخشی
هر که باشد محب آل علیشک ندارم که عارف است و ولی
در حقیقت یکی است تا دانیآن یک بی شکیست تا دانی
جامع عالمی اگر دانینسخهٔ خویش را فرو خوانی
عالم حق حق است تا دانیغیر او عالمش چه می خوانی
شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختیاز بهر بزم عاشقان شمعی ز نور افروختی
خانهٔ تاریک اگر روشن کنیخلوت خود چون سرای من کنی
ظاهر جامیم و باطناً میاین یک مائیم و آن دگر وی