دفتر شعر
۱۴۰۸ شعر در این دفتر
ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیستتسلیم وحدتیم ، در این اشتکاک نیست
اگر دوست با ما بود باک نیستطریق محبت خطرناک نیست
می ده که در خواص کم از سلسبیل نیسترغم جماعتی که بر ایشان سبیل نیست
جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیستتا به کام او شوم کاین کار جز با گام نیست
بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیستوز تو ام حاصل به جز هجران نافرجام نسیت
محنت سرای دهر چو جای مقام نیستآسایشی در او ز حلال و حرام نیست
علم الله که دگر طاقت هجرانم نیستبی وجودت فرحی در تن بی جانم نیست
مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیستکه بی تو زنده دلان را حیات ممکن نیست
کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیستآخر ای جان آن دلِ سنگت ز سنگ خاره نیست
تو را سری که به پیمان من درآری نیستمرا دلی که به دست غمش سپاری نیست
رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیستجز به دل سوزی و دل جویی و دل داری نیست
خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیستجان ندارد که دلش از پی دل داری نیست
ای جا که منم تا به خرابات بسی نیستلیکن چه کنم محرم این راز کسی نیست
ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیستدر خورد من آخر چه کسم من که کسی نیست
گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیستهیچ دلبستگی از بهر چو من خاکی نیست
یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیستناودان مژه از آب سرم خالی نیست
هر چه نسیه ست جز خیالی نیستپس خیال تو جز محالی نیست
ایبها العشّاق این کار به آسانی نیستعشق کآسودگی تن طلبد جانی نیست
شب فراق که را طاقت شکیبایی ستعذاب مردم عاشق بلای تنهایی ست
آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیستهیچ مشکل بتر از محنت تنهایی نیست
هر کجا بی دلی و برناییستمانده در دام عشق زیباییست
رجب آمد سه ماه باید داشتشرط طاعت نگاه باید داشت
مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشتبه دفع وعده و تاخیر باز نتوان داشت
رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشتمی بیارید که طوفان ملامت بگذشت