دفتر شعر
۲۶۴ شعر در این دفتر
الفاظ و معانی از کلامم نو شددیوان سخنوری به نامم نو شد
ای آنکه غم تو عیش جاوید بودجاوید، نوید وصلت امّید بود
آنان که به سودای تو داغ افروزنداز شعلهٔ شوق تو، دماغ افروزند
تا چند زمانه فتنه اندوز شود؟هر گوشه، کمانِ کین سیه توز شود؟
عاقل تحصیل علم بیجا چه کند؟در خرکده زمانه، دانا چه کند؟
تیغم به زبون کشی چو مانوس نبوددر قبضهٔ قدرتم جز افسوس نبود
دنیا طلب دنی، به دنیا ارزدمفتون تمنا به تمنا ارزد
از عکس رخ تو، گلستان پیدا شدوز سایه تو، سرو روان پیدا شد
در راه طلب، ناله هواخواهی کرددل همرهی آه سحرگاهی کرد
با کعبه چه کار اگر معاشی ندهند؟مهمانی زنده، مرده لاشی ندهند
بربندی اگر به خون کمر را چه شود؟لعلی کنی آبگون گهر را چه شود؟
در ماتم تو چرا جگر خون نشود؟زین واقعه چون دیده، جگرگون نشود؟
در عشق، رگ جان گرفتار برنداز شیر وفا، کودک بیمار بُرند
این شور نه آن لعل شکرریز فکندجادوی نگاهِ معجزآمیز فکند
در ماتم تو شیون دلهاست بلندبا یاد تو، آهِ سینه فرساست، بلند
در ماتم تو، ملک و ملک شیون کردگردون کفن کبود در گردن کرد
دل می بری و خبر نداری که چه شدزهرم دهی و به رو نیاری که چه شد
دل در غم هجر، بی قراری ها کردوین دیدهٔ طوفان زده زاریها کرد
اول نگه تو فتنه انگیز نبودبر هم زن هنگامهٔ پرهیز نبود
آنجا که رسوم ما و من برخیزدناسازی شیخ و برهمن برخیزد
هر جلوه که آن نرگس عیار کندخوبان طراز را دل افگار کند
سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟بازیچهٔ دولتی نشد جمع، چه شد؟
شاهنشهی خلق جهان نتوان کردحمّالی این بار گران نتوان کرد
ابر آمد و سینه را به کهسار نهادگلگون بهار، پا به گلزار نهاد