گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹
در عشق تو خواب و خور ندارد
شمارهٔ ۱۵
قرار دل ز سر زلف بی قرار بیار
شمارهٔ ۱۰
کم دست اجل دهان بگیرد
شمارهٔ ۱۱
گر سوختن منت بسازد
شمارهٔ ۱۲
تا ابد در جان او شمعی ز عشق افروختند
شمارهٔ ۱۳
بس بیخودند جمله و بی بال و بی پرند
شمارهٔ ۱۴
آن ها که دل به جیفه مردار می دهند
نا پاک و سرد و واهی و غدار می شود
شمارهٔ ۱۶
زایل شدن عارضه و صحت بیمار
شمارهٔ ۱۷
ای جمالت مقدس از تغییر
شمارهٔ ۱۸
طلبم همه رضایش دل و جان دهم برایش
شمارهٔ ۱۹
به حیات تو ای خجسته خصال
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
شمارهٔ ۲۰
گرد از نهاد عالم و آدم برآورم
شمارهٔ ۲۲
لاجرم بر کرکسان اکنون همایی یافتیم
شمارهٔ ۲۳
ما چه مردان جنگ و پرخاشیم
شمارهٔ ۲۴
سر زیر پا نهاده چه شطار می رویم
شمارهٔ ۲۵
ز آن بیش عمر خود تو به غفلت بمگذاران
شمارهٔ ۲۷
داغ آن برجگر نداشتمی
شمارهٔ ۲۸
غدر و مکر جهان نمی دانی
شمارهٔ ۲۹
سحری به کوی آن بت گذری کن ار توانی
شمارهٔ ۳۰
بر کن دل از این جهان فانی
شمارهٔ ۳۲
ورنه به شوخ چشمی با عشق کی بر آیی
شمارهٔ ۱
مغرور مشو که حاصل آن باد است