گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۶۲
در بندگیت هر چه توان کردن کرد
شمارهٔ ۲۶۳
یک وعده که فرمود وفا کرد نکرد
شمارهٔ ۲۶۴
مستخر جیش باد صبا بین چون کرد
شمارهٔ ۲۶۵
جان در سر کار رخ گل رنگ تو کرد
شمارهٔ ۲۶۶
دوشم لب او ببوسه مهمانی کرد
شمارهٔ ۲۶۷
در دیده نازنین از آن نم آورد
شمارهٔ ۲۶۸
مانند پیاله یی کز آغاز خورد
شمارهٔ ۲۶۹
هر کجا که غمی دید همه در هم خورد
شمارهٔ ۲۷۰
این شکر و شکایت اندرو می نخورد
شمارهٔ ۲۷۱
چون زلف تو زان قرار می نپذیرد
شمارهٔ ۲۷۲
عالم ز فروغ صبح آیین گیرد
شمارهٔ ۲۷۳
نه در دل من صبر قراری گیرد
شمارهٔ ۲۷۴
هر دم زدنی برذق دیگر میرد
شمارهٔ ۲۷۵
تا از پی من درد دلی بر سازد
شمارهٔ ۲۷۶
کز غصه بخویشتن نمی پردازد
شمارهٔ ۲۷۷
بر تارک من افسر خاکستر زد
شمارهٔ ۲۷۸
وز تودۀ مشک بر سمن چنبر زد
شمارهٔ ۲۷۹
وز تن گهری بشد ان ارزد
شمارهٔ ۲۸۰
آب از نم چشم من تری اندوزد
شمارهٔ ۲۸۱
بیچاره نه آتشست تا کی سوزد
شمارهٔ ۲۸۲
هر جا که غمی بود در او آویزد
شمارهٔ ۲۸۳
کز دزدی و خون هیچ نمی پرهیزد
شمارهٔ ۲۸۴
صد خصم مرا ز خویشتن برخیزد
شمارهٔ ۲۸۵
سودا بشب از دل قمر می خیزد