گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۸۶
وندر ره وصل با تو دمساز نشد
شمارهٔ ۲۸۷
وین خود چه خیالست و چه سودا باشد
شمارهٔ ۲۸۸
باید که ز سیم و زر توانگر باشد
شمارهٔ ۲۸۹
زنجیر برونهی نه در خور باشد
شمارهٔ ۲۹۰
بر پای بسان چنبرش سر باشد
شمارهٔ ۲۹۱
در وی چو زبان نهی نه در خور باشد
شمارهٔ ۲۹۲
در دایرۀ نشاط مرکز باشد
شمارهٔ ۲۹۳
باد سحرش آب بر اتش باشد
شمارهٔ ۲۹۴
مست تو بود کسی که باهش باشد
شمارهٔ ۲۹۵
یکباره رها مکن که ضایع باشد
شمارهٔ ۲۹۶
نه بخششی از سر تمول باشد
شمارهٔ ۲۹۷
خنده همه گریه سور ماتم باشد
شمارهٔ ۲۹۸
یاری که برنج یار خرم باشد
شمارهٔ ۲۹۹
در گوش زمانه نالۀ من باشد
شمارهٔ ۳۰۰
خرج تو همه ز کیسۀ جان باشد
شمارهٔ ۳۰۱
از نالۀ او مرا جگر خون باشد
شمارهٔ ۳۰۲
اندوه توام شادی جان می بخشد
شمارهٔ ۳۰۳
کز چرخ امید تو وفا خواهد شد
شمارهٔ ۳۰۴
جان نیز برین عزم بدر خواهد شد
شمارهٔ ۳۰۵
کار دو جهان بکام او خواهد شد
شمارهٔ ۳۰۶
و آنگه بآتش اندرون باید شد
شمارهٔ ۳۰۷
ماسای که دردناک می باید شد
شمارهٔ ۳۰۸
کوچک چیزی نبود کآن ضایع شد
شمارهٔ ۳۰۹
گه آینه روی سخت در روت کشد