گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۱۰
بیش از یک شب عمروی اندر نکشد
شمارهٔ ۳۱۱
گفتم که بگیرمش زمن ترسان شد
شمارهٔ ۳۱۲
میدانم بیقین که خون رز می جوشد
شمارهٔ ۳۱۳
چون ابر که ماه آسمان می پوشد
شمارهٔ ۳۱۴
دیل سوخته و مهر تو آتش زنه شد
شمارهٔ ۳۱۵
با زلف تو آن به که ز خود کم لافد
شمارهٔ ۳۱۶
یک دانۀ آبدار نیکو بچکد
شمارهٔ ۳۱۷
و اندوه تو کارگر نخواهد آمد
شمارهٔ ۳۱۸
در گردن او زره چو زنجیر آمد
شمارهٔ ۳۱۹
نصرت با او بطبع دمساز آمد
شمارهٔ ۳۲۰
چون چنگ همه رگم بآواز آمد
شمارهٔ ۳۲۱
ازوی بویی بس آشنا می آمد
شمارهٔ ۳۲۲
تا ناطقه را ازو کنم عقدی چند
شمارهٔ ۳۲۳
تا چند نهان کنی ز من آخر چند
شمارهٔ ۳۲۴
آمد گل و بلبل بر او رخت افکند
شمارهٔ ۳۲۵
از من بر خواجه بر زمین بوسی چند
شمارهٔ ۳۲۶
از دشمن و دوست جان و دل بستاند
شمارهٔ ۳۲۷
یک روز مرا بکام خود ننشاند
شمارهٔ ۳۲۸
شمعی که تو افروخته بودی بنشاند
شمارهٔ ۳۲۹
ور من ندهم بدم زمن بستاند
شمارهٔ ۳۳۰
هر شیوه که در لطف تو دانی داند
شمارهٔ ۳۳۱
تو شاد بزی که رامش و کام نماند
شمارهٔ ۳۳۲
یک همدم پخته جزمی خام نماند
شمارهٔ ۳۳۳
کز سلۀ بید خانه پرداخته اند