گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۳۴
وان سیمین وی چگونه بپذیرد خاک
شمارهٔ ۵۳۵
کرد از رخ من باستین یکسو اشک
شمارهٔ ۵۳۶
در راه غمت شد سپری توشۀ اشک
شمارهٔ ۵۳۷
یکباره سپید شد زبان من و کلک
شمارهٔ ۵۳۸
امشب بر ما نمی خزی پنهانک
شمارهٔ ۵۳۹
تا بستاند زو شکری پنهانک
شمارهٔ ۵۴۰
از لطف بوصل خویش کردم نزدیک
شمارهٔ ۵۴۱
خون بر مژه همچنان که بر نشتر رگ
شمارهٔ ۵۴۳
چندین چه کنی رنجه دل خویش از مرگ
شمارهٔ ۵۴۴
پیوسته چو تیغ می زند سر بر سنگ
شمارهٔ ۵۴۵
وز واقعه ها اگر چه دارم صد رنگ
شمارهٔ ۵۴۶
وز خوی بدت نه صلح پیداست نه جنگ
شمارهٔ ۵۴۷
تا بنیوشد سماع خر گاهی چنگ
شمارهٔ ۵۴۸
و آورده ز شرم گل بر بار تو رنگ
شمارهٔ ۵۴۹
وز آلت و ساز کار بودم غافل
شمارهٔ ۵۵۰
وی مرغ کرم را ز سخایت پروبال
شمارهٔ ۵۵۱
می بوسیدم دوش باومید وصال
چون نیست مرا به خدمتت راه وصالسر بر خط دیوان تو دارم همه سال
شمارهٔ ۵۵۳
از فتنه جهان دمی نیاسود امسال
شمارهٔ ۵۵۴
پیوسته لبش بمهر و انکار بدل
شمارهٔ ۵۵۵
جز زلف تو جای خویش نپسندد دل
شمارهٔ ۵۵۶
من خیره بدادمش بنادانی دل
شمارهٔ ۵۵۷
ور دل جویی ز زلف ایشان مگسل
شمارهٔ ۵۵۸
وز بهر سفر نگشت زادی حاصل