گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۲۲
تن در دادیم نیک در بدنامی
شمارهٔ ۸۲۳
بی باده گرفته ایم بر کف جامی
شمارهٔ ۸۲۴
یا زور بدی که بال بفراشتمی
شمارهٔ ۸۲۵
جز خاک درت خوابگهی داشتمی
شمارهٔ ۸۲۶
خود را ز تو کی چون خجلی داشتمی
شمارهٔ ۸۲۷
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی
شمارهٔ ۸۲۸
خود را بحیل در آن جهان افگنمی
شمارهٔ ۸۲۹
هر چش گفتم نکرد نافرمانی
شمارهٔ ۸۳۰
این جان شریف را همی رنجانی
شمارهٔ ۸۳۱
هر روز مرا بوعده یی بنشانی
شمارهٔ ۸۳۲
عاجز کردی مرا ز سرگردانی
شمارهٔ ۸۳۳
تاز و تن خویش بهره ور گردانی
شمارهٔ ۸۳۴
حال دل من تو بهتر از من دانی
شمارهٔ ۸۳۵
ور بادیه را به پای سر زیر کنی
شمارهٔ ۸۳۶
گاهی سرم از جفا بده شاخ کنی
شمارهٔ ۸۳۷
وز مدح سگی را صفت شیر کنی
شمارهٔ ۸۳۸
تا چون دهن خویش دلم تنگ کنی
شمارهٔ ۸۳۹
در حق من انعام جز از غم نکنی
شمارهٔ ۸۴۰
تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی
شمارهٔ ۸۴۱
افتد به بدی نام تو در هر دهنی
شمارهٔ ۸۴۲
وان حال که دیده یی یکی وا بینی
شمارهٔ ۸۴۳
ماهی که شوی غریب هرمه بنوی
شمارهٔ ۸۴۴
با بی خوابی کرده بدم روی بروی
شمارهٔ ۸۴۵
می نالد و سودکی کند ناله اوی