گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۴۸
جانی دارم هزار تاب اندر وی
شمارهٔ ۸۴۹
ور می گویی بیا بگوشم در گوی
شمارهٔ ۸۵۰
زنجیر کنی از زور بر دست نهی
شمارهٔ ۸۵۱
کورا دو هزار بند بر بند نهی
شمارهٔ ۸۵۲
دل میدهدت که خیره در تاب نهی
شمارهٔ ۸۵۳
عشق آمد و داد از توام بر نایی
شمارهٔ ۸۵۴
وز قد بلند لاف می پیمایی
شمارهٔ ۸۵۵
بی زر رخ گلگون بکسی ننمایی
شمارهٔ ۸۵۶
بیمار توان بپرسشم نگرایی
شمارهٔ ۸۵۷
او چون رخ تو کجاست در زیبایی
شمارهٔ ۸۵۸
وز بهر تماشا نظری نگشایی
شمارهٔ ۸۵۹
کز عشق تو گشته ام بدین رسوایی
شمارهٔ ۸۶۰
روزی بهزار گونه در کار آیی
شمارهٔ ۸۶۱
آن هم بدوصد کرشمه و نازآیی
شمارهٔ ۸۶۲
بر من ز بهشت هشت در بگشایی
تبارک الله ازین جنبش نسیم صباکه لطف صنعت او از کجاست تابکجا
منم اینکه گشتست ناگه مرادل و دامن از چنگ محنت رها
ای آفتاب ملک که تا دامن ابدبر تو مباد دست کسوف و زوال را
نوری از روزن اقبال درافتاد مراکه از و خانۀ دل شد طرب آباد مرا
ایا سرفرازی که خورشید پر دلکه تندابرش چرخ او راست مرکب
چیست این جرم منور سال و ماه اندر شتابشهسواری پر دل پیروز جنگ کامیاب
روز عیدست بده جام شرابوقت کارست چه داری دریاب
جانم ز درد چشم بجان آمد از عذابیا رب چه دید خواهم ازین چشم دردیاب
زهی دیدار تو فال سعادتترا می زبید آیین سیادت