گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۷۶۱
تلخ کردی عیش ما چندین ترشرویی مکن
شمارهٔ ۷۶۲
آیینه جمال نمای خداست این
شمارهٔ ۷۶۳
پاس نفسش دار که آخر نفس است این
شمارهٔ ۷۶۴
سر من خاک ره او اگر آن کج کله است این
وانگهانی آن امیران را بخواندیک بیک تنها بهر یک حرف راند
شمارهٔ ۷۶۵
از کف برون رفته عنان مپسند ما را بیش ازین
شمارهٔ ۷۶۶
کافر سوارا سرمکش زین خاکساران بیش ازین
شمارهٔ ۷۶۷
کس مبادا در جهان هرگز گرفتار این چنین
شمارهٔ ۷۶۸
کرده با خونین دلان بدمستی آغاز این چنین
شمارهٔ ۷۶۹
سرشک گرم و آه سرد من بین
شمارهٔ ۷۷۰
کلاه دلبری کج نه شکست کج کلاهان بین
شمارهٔ ۷۷۱
در خم هر موی صد دل مبتلای خویش بین
شمارهٔ ۷۷۲
هر طرف آزاده ای سر در کمند او ببین
شمارهٔ ۷۷۳
سوختم چند شوی مرهم داغ دگران
شمارهٔ ۷۷۴
هم خیال تو مرا به که وصال دگران
بعد از آن چل روز دیگر در ببستخویش کشت و از وجود خود برست
شمارهٔ ۷۷۵
من ز پا افتاده وان سرو روان با دیگران
شمارهٔ ۷۷۶
آید ز شهر خلقی بهر نظاره بیرون
شمارهٔ ۷۷۷
شدم رسوا منه دیگر ز فرمانم قدم بیرون
شمارهٔ ۷۷۸
ای فدایش جان که بر عزم شکار آمد برون
شمارهٔ ۷۷۹
بر دل از وی غم و باریست که گفتن نتوان
شمارهٔ ۷۸۰
سویت از دور نگاهی نتوان
شمارهٔ ۷۸۱
ذره ای را در فراق آفتابی سوختن
شمارهٔ ۷۸۲
هم به وصف آن دهان خواهم خیال انگیختن