گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
آن یکی در خانه ای در می گریختزرد رو و لب کبود و رنگ ریخت
صبحدم کاین مرغ گیهان آشیانبال بگشاید فراز کوهسار
پسر رو قدر مادر دان که دایمکشد رنج پسر بیچاره مادر
چند تو را گفتم ای کمال مخور کیرتا نشوی مبتلا به رنج بواسیر
عزیز نسخۀ اشعار صابر شاعرکه پر بود ز گهر های شاهوار عزیز
گویند ماکیان را باید گرفت و کشتگر بر خلاف رسم کند نغمۀ خروس
کیست آن بیشعور درویشیکه همیشه به لب بود خاموش
بشنو که لطیفۀ قشنگی استاین است حقیقت اصل معنیش
دادم به مسیوهال خراسان راعیسی صفت گریختم از احمق
داد معشوقه به عاشق پیغامکه کند مادر تو با من جنگ
گویند که انگلیس با روسعهدی کردست تازه امسال
چونک بر کوهش بسوی مرج بردتا کند شیرش به حمله خرد و مرد
حسین آقا امیر لشکر آن بر دو رضا چاکریکی سلطان طوس آن یک وزیر جنگ ملک جم
پیوسته به جنگی تو به ما ای بچه ژاندارمما با تو به صلحیم و صفا ای بچه ژاندارم
ای خایه به دست تو اسیرمبنموده ای از جماع سیرم
بر سر سفرۀ سپهسالارجوجه ها را کباب می بینم
ناظم الدوله روز جمعۀ مامختصر دودی و دمی داریم
ما که اطفال این دبستانیمهمه از خاک پاک ایرانیم
مستوفی کل قصۀ چل طوطی شدامسال چرا حکایت خلعت من
گویی که تو رسوایی من با تو نیامیزمرسوا تو مرا کردی نزد همه مرد و زن
قنبل الدوله مقبل دیوانآن که نبود مثال او شیطان
خسروا گرچه فراموشی در طبع تو نیستاین سخن های دلاویز فراموش مکن
نقض میثاق و شکست توبه هاموجب لعنت شود در انتها
دیشب دو نفر از رفقا آمده بودنددر محضر من ساخته بر ماحضر از من