گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
درویشی است صاحب حال و سالکی حمیده خصال با شاه شجاع آل مظفر معاصر بوده و به زیارت مکه معظمه مشرف شده به ایران مراجعت نمود گویند چون به بغداد رفت سلمان ساوجی با اصحاب بر کناردجله نشسته و تماشای طغیان آب دجله می نمود درویش به مجمع ایشان خرامید و پس از مکالمه بر سلمان معلوم شد که درویش مردی ذی فنون و صاحب طبع موزون است امتحانا این مصراع را گفته و خواهش دیگر نموددجله را امسال رفتاری عجب مستانه است
اسمش علی احمد و حکاک بود به ریاضات و مجاهدات کوشش نمود به مقامات عالیه رسید درمجلس جهانگیر بود که مطربی این بیت را می خواندهر قوم راست راهی دینی و قبله گاهی
اسم آن جناب شاه فضل و از سادات صحیح النسب بوده علوم صوری و معنوی را جمع نموده و جاودان کبیر و جاودان صغیر از تصانیف مرموزه اوست و در علوم عربیه و علم جفر و علم حروف و اسما و حکمت متبحر بوده و جناب سید نسیمی شیرازی را تربیت نموده کرامات و خوارق عاداتش موفور است و معاصر شاهرخ میرزا و امیر تیمور عارفی ذی جاه و محققی آگاه بودی و پیوسته کشف استار نمودی میران شاه او را از شیروان احضار نمود و به فتوای جهلای علمای عصر در سنه ۷۹۶ شهادت یافت و از اوستوجودم زمانی که پیدا نبود
بود شاهی شاه را بد سه پسرهر سه صاحب فطنت و صاحب نظر
اسم شریفش میرزا عبدالحسین و در شیراز سکونت داشتند علوم صوری و معنوی حاصل کرده بود و عمر شریف خود را به ریاضات و عبادات شرعیه مصروف می نمود پیر طریقت و ارشاد وی جناب مولانا عبدالرحیم بن یوسف الدماوندی است که از اکابر علما و عرفا و ازمشایخ سلسله علیه نوربخشیه بوده و جناب میرزا از متأخران این طایفه است شیخ محمد اسماعیل بن شیخ عبدالغنی شیرازی ارادت به او داشته رسالات نیکو دارد و این چند بیت تیمنا و تبرکا از اونوشته شدمن ندانستم از اول که چنین کاری هست
اسمش میرزا امام قلی برادر خلیل خان است که شهر خلیل آباد را بنا نهاده بود بالاخره به طریقه فقر درآمده صاحب حال بود این چند بیت از ایشان استای غم دوست چسان با توتوان برد به سر
صداقت کیشی است عاشق و درویشی است صادق سالکین را به وی وثوق بوده و در وثاقش فقیران آسوده بعد از مراجعت از هند در قمشه فوت و دفن شد از اوسترباعی
اسمش علیقلی خان و ازاعاظم لکزیه داغستان اجداد و اعمامش در دولت صفویه صاحب مناصب عالیه بودند و درآن ولایت حکومت می نمودند وی در سنه ۱۱۲۴ متولد شد چندی در پیش سلطان حسین صفوی بود پس از طغیان طایفه افاغنه و فتور آن دولت علیه به هندوستان رفت و به خدمت خلیفه ابراهیم بدخشانی ارادت داشت با وجود منصب درویش مشرب همواره با درویشان مجالس و با صفاکیشان موأنس تذکرة الشعرایی هم در آن ولایت نگاشته دیوانش تخمینا چهار هزار بیت می شود در سنه ۱۱۶۵ فوت شد چندبیتی از غزلیات و رباعیات او نوشته شدمنغزلیاته
اسم شریف آن جناب میر عبدالله و زبده محققین آگاه بود چون در ترقیم خط نسخ ناسخ نسخ نویسان بود به میر عبدالله مشکین قلم شهرت نمود والدش میر سید مظفر وسلسله نسبش به واسطه ای به جناب شاه نعمت الله ولی منتهی می گرددو اجدادش از هندوستان به ایران افتاده و سید در سنه الف در دهلی قدم به عرصه امکان نهاده در علم و فضل و اخلاق و سلوک مرتبه عالی تحصیل فرموده بالاخره در آن ولایت به ولایت مشهور آمد میر محمدمؤمن متخلص به عرشی مؤلف کتاب مناقب و میر صالح کشفی ازفرزندان آن جناب اند مدت عمرش شصت و سه سال وفاتش در سنه ۱۰۶۳ در اجمیر واقع شده از اوستمردمان را به چشم وقت نگر
نامش غیاث الدین و از منشیان بی قرین وحید زمان و فرید دوران ناهج منهج صفا و سالک مسلک وفا عارج معارج عرفان و مدارج ایقان و از اوسترباعی
و هو العارف بالله میر محمد هاشم شاه مشهور به جهان شاه و مکنی به ابوعبدالله خلف الصدق میر محمد مؤمن عرشی از یک طرف نسبش به شاه نورالدین نعمت الله ولی و از طرفی به شاه قاسم انوار می رسد ابا عنجد مقبول خواص و عوام و مقتدای اهل ایام بوده اند وی در دهلی به ترویج مذهب حقه و تنسیخ آرای باطله اشتغال داشت به قوت کمال نفسانی و فضایل روحانی علمای زمان خود را مغلوب فرمود درگهش مرجع فضلا و مجلسش مجمع عرفا ومثنوی مظهرالآثار از اوست در آتشکده نوشته که او شیخ الاسلام بخاراست و یک بیتش ثبت است دیگرباره در ضمن شعرای کرمان دو بیت از مظهر الآثار وی مندرج است همانا دو کس پنداشته و از حالاتش چنانکه باید استحضاری نداشته ولادتش در سنه ۱۰۷۳ شهادتش در سنه ۱۱۵۰ بوده از اوستمنغزلیاته
فرزند ارجمند خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان است که صدارت اباقاخان با وی بوده به شیخ سعدی شیرازی اخلاص داشته غرض مانند والد ماجدی خود صاحب کمالات ظاهری و باطنی مرید ارباب و مراد اصحاب جلال بود فیافی زهد و سلوک را پیمود تیمنا و تبرکا این قطعه از او نوشته شدقطعه
از شیخ زادگان ترکستان بوده و در جوانی جناب خواجه عبدالله نقش بند او را تربیت فرموده پس از سلوک به جهت وی ذوق و حالی طرفه روی داد بالاخره در دریای مجذوبیت افتاد لآلی متلالی معرفت برآورد و مادام عمر در آن دریا غواصی کرد و در رشحات این رباعی به نام وی دیده و ثبت شدهر لحظه به صورتی رخ دوست ببین
اسمش شیخ نجم الدین عم قاضی مسیح الدین عیسی است و علاقه به سلطان یعقوب بن حسن ترکمان داشت لهذا متخلص به یعقوب و چندی وزارتش مطلوب شد به هر صورت از فضلای صاحب حال و علمای با افضال بود در مجالس النفایس احوال او ثبت است از اوستگرچه یوسف به کلافی نفروشند به ما
حبذا کاریز اصل چیزهافارغت آرد ازین کاریزها
و هو محی الدین یحیی بن محمد بن یحیی جدش در جنگ کفره غزنین شهید شد و خود در کمالات صوری و معنوی در عالم وحید آمد این رباعی تیمنا از او نوشته شدظالم که کباب از دل درویش خورد
اسمش قاضی عبدالله عم قاضی یحیی لاهیجی است و همشیره زاده شیخ احمد است که از علمای مشهور بوده خود عالمی است فاضل و عاشقی کامل سلسله نسبش به حضرت نوربخشیه منتهی می گردد آخر سعادت شهادت یافت از آن جناب استزاهدم از کعبه راند و برهمن راهم نداد
از مشایخ تبیین و آن ازممالک هندوستان است عارف و فاضل بود و تقی الدین اوحدی با وی ملاقات نمود در تذکره کعبه عرفان این دو بیت از او نوشته شدز شیخ پرس و برهمن طریق کعبه و دیر
ابوعلی سینای بلخیحسن دهلوی
و هو علی بن عبدالله بن حسین بن سینا آن جناب از معارف حکمای اسلام و مقبول عقلای ذوی الافهام است مولد و منشاء ایشان خطه بلخ بوده و غره عیش همگنان از وی به سلخ تبدل نموده در ده سالگی حفظ قرآن و ضبط بسیاری از علوم دینیه و فنون ادبیه حاصل کرد و در هیجده سالگی فارغ التحصیل شد و در نزد امیر نوح سامانی بود پس از بی سامانی دولت آل سامان به خوارزم شتافت و کمال تعظیم یافت و از آنجا به ابیورد آمد و به جرجان افتاد امیر قابوس وشمگیر او را توقیر نمود از آنجا به ری آمد فخر الدوله دیلمی بر عزتش فزود به همدان رفته وزارت شمس الدوله پذیرفت پس از رنجش در خانه پنهان شده بی آن که نسخه ای در نظر باشد جمیع طبیعیات و الهیات شفا را به تقدیم رسانید چهار ماه در یکی از قلاع همدان محبوس بود و کتاب هدایه و رساله حی بن یقظان و کتاب قولنج را در محبس تصنیف نمود به اصفهان رفته حکمت علایی را به نام علاء الدوله کاکویه نوشت شیخ ابوعلی با شیخ ابوسعیدابوالخیر نیشابوری معاصر بوده و یکدیگر را ملاقات نموده اند بعداز ملاقات از شیخ ابوسعید پرسیدند که شیخ ابوعلی را چون یافتی فرمود آنچه من می بینم او می داند و از شیخ ابوعلی پرسیدند که شیخ ابوسعید را چگونه یافتی گفت آنچه من می دانم او می بیند غرض آخرالامر شیخ در سنه ۴۲۷ در همدان به مرض قولنج درگذشت تفصیل حالات و کمالات آن جناب در تواریخ مسطور است و بعضی از حالاتش خود مشهور است اشعار نیکو از طبع شریفش سر زده چند رباعی از او نوشته شدمن رباعیاته
وهو افضل الدین محمد القاشانی حکیمی است بلندپایه و فاضلی است گرانمایه خواجه نصیرالدین محمد طوسی علیه الرحمه با وی معاصر و این قطعه به جهت وی گفته استگر عرض دهد سپهر اعلی
اسم شریف آن جناب میرابوالقاسم و فندرسک قریه ای است مناعمال استراباد وی وحید عصر و فرید عهد خود بوده بلکه در هیچ عهدی در مراتب علمی خاصه در حکمت الهی به پایه و مایه ایشان هیچ یک از حکما نرسیده جامع معقول و منقول و فروع و اصول بود وبا وجود فضل و کمال اغلب اوقات مجالس و موانس فقرا و اهل حال بود و از مصاحبت و معاشرت اهل جاه و جلال احتراز می فرمودو بیشتر لباس فرومایه و پشمینه می پوشید و به تحلیه و تصفیه نفس نفیس خویش می کوشید همواره از مجالست اعزه و اعیان مجانب و با اجامره و اوباش مصاحب بود این معنی را به سمع شاه عباس صفوی رسانیدند روزی در اثنای صحبت شاه به میر گفت که شنیده ام بعضی از طلبه علوم در سلک اوباش حاضر و به مزخرفات ایشان ناظر می شوند جناب میر مطلب را دریافته گفت من هر روزه در کنار معرکه ها حاضرم کسی را از طلاب در آنجا نمی بینم شاه شرمسار شده دم در کشید مدتی به سفر هندوستان رفت و در آن بلاد به اندک چیزی ملازمت می کرد چون سر حالش فاش گردیده راه بلد دیگر می پیمود غرض آن جناب حکیمی بزرگوار و فاضلی والاتبار بود و کمال تجرد را داشت در دبستان آمده که بدو گفتند که چرا به حج نمی روی گفت در آنجا باید به دست خود گوسفندی کشت و مرا دشوار است که جانداری بی جان کنم کرامات و مقامات آن جناب زیاده از حد تحریر است مرقدش در اصفهان مشهور استمنقصایده قدس سره
وهو زبدة الفضلا و قدوة الحکما میر محمد باقر داماد والد ماجد ایشان میر شمس الدین محمد شهیر به داماد است وجه تسمیه به این لقب به اینکه داماد مجتهد مغفور شیخ علی عبدالعال عاملی بوده گویند شیخ مذکور جناب ولایت مآب را در خواب دید حضرت به شیخ فرمودند که صبیه خود رادر حباله نکاح میرشمس الدین درآور که از وی فرزندی ظاهر خواهد شد که وارث علوم انبیاء و اوصیا باشد شیخ به موجب اشارت غیبی و بشارت لاریبی به فرموده عمل نمود پس از چندی صبیه شیخ فوت شد شیخ از این معنی متحیر و متفکر بود مجددا در عالم رؤیا از حضرت امیرالمؤمنینؑبه عقد صبیه دیگر مأمور آمد لهذا پس از چندی میر محمد باقر به وجود آمد و به تدریج عالمی عامل و حکیمی فاضل گردید و به مدارج علیا و معارج اقصی رسید گویند از جمله ریاضات او یکی آن بود که چهل سال پهلو بر بستر نگذاشت العلم عندالله آن جناب در حکمت تصانیف عالیه دارد مانند کتاب صراط المستقیم و کتاب قبسات و افق المبین و مثنوی موسوم به مشرق الانوار در برابر مخزن الاسرار دارند آخر الامر در نجف به حق پیوسترباعیات
وهو امیر محمود بن یمین الدین محمود فریومدی الطغرایی در اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده مشهور و در کمالات صوری و معنوی در السنه و افواه مذکور از سالکان واصل و عارفان کامل استفاضه فیوضات الهیه نموده و خود در سلک حکما و عقلا مندرج بود تحصیل معاش از رهگذر زراعت و دهقانی فرمودی و هرچه داشتی مصروف درویشان نمودی دیوان حکمت توأمانش در سنه ۷۴۳ در جنگ سربداران از میان رفته لهذا اشعارش کم یاب و این ابیات از نتایج طبع آن جناب استمنقطعاته فی الحکمة و الموعظه