گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
و هو ملک الشعرا و سلطان البلغا افصح المتأخرین و المعاصرین فتحعلی خان آن جناب از اعیان و اشراف شهر مذکور بود و مدتی در شیراز راحت نمود در بدو جلوس میمنت مأنوس پادشاه فریدون جاه المستظهر به الطاف الاله حضرت شاهنشاه صاحبقران و خدیو ممالک ایران فتحعلی شاه متخلص به خاقان به وسیله قصاید غرا و مدایح زیبا ازندمای محفل سلطانی و از امرای حضرت خاقانی گردید و روزگاری نیز به حکومت قم و کاشان گذرانید بعد از آن استعفا جسته و به ملتزمین رکاب نصرت مآب پیوسته در سفر و حضرت به مراحم بی پایان سلطانی مفتخر آمد کتاب مستطاب شهنشاه نامه را به نام نامی و اسم سامی حضرت شهریاری به اتمام رسانیده و مورد عواطف بی کران خسروی گردید دیگرباره ادهم خامه اش به وادی سخن پویان و طوطی ناطقه اش مثنوی گویان شده خداوند نامه را از آغاز به انجام رسانید گوش و گردن عروس روزگار را پر در شاهوار ساخت و آخر در سنه لوای عزیمت به سفر آخرت برافراخت قرب هفتصد سال است که چنین سخن گستری در گیتی نیامده و سالهاست کسی دم از همسری وی نزده جمعی از ارباب انصاف مثنوی وی را بر مثنوی حکیم فردوسی ترجیح نهند غرض ملک الشعرای بالاستحقاق این عده بوده فقیر را به قوت طبع و پختگی اشعار آن جناب کمال اعتقاد است مثنویات و دیوان ایشان زیارت شده است چون مثنویات آن جناب دور از سیاق این کتاب و گنجایش دریا در قطره ای ناصواب است از ایراد آنها معذور چند بیتی بر سبیل تیمن و تبرک از قصیده ای که در افتتاح دیوان فصاحت بنیان مرقوم ودر توحید گفته است بابرخی از اشعار مثنوی موسوم به گلشن صبا که در نصیحت سفته است قلمی گردیدمنقصایده فی التوحید
و هو کهف الفضلا و المعاصرین ملا احمدبن ملا مهدی نراقیره نراق از قراء کاشان و ملا مهدی مجتهدی است والاشأن باری والد مولانا احمد از مجتهدین امامیه بود و در فقه و اصول تصنیفات نمود خود هم از اهل اجتهاد و سالک مسلک صلاح و سداد است صاحب کمالات صوری و معنوی و در زهد و ورع او را پایه قوی است با این حال به وجد و ذوق معروف و به خوش فطرتی و شیرین مشربی موصوف وقتی در کاشان مدرسه ای بنا می کردند مولانا عبور نموده این بیت اول را بدیهة فرموده بسیارخوب گفته چند بیت دیگر هم از اوست مثنوی نیز دارد موسوم به چهار سفرمنغزلیاته سلمه الله تعالی
و هو قطب العلماء مولانا شیخ عبدالصمد از اکابر محققین و اماجد محدثین بوده و در عتبات عالیات عرش درجات توقف نموده در خدمت جناب سیادت مآب سید سندآقا میر سید علی طاب ثراه تحصیل کرده در مرتبه پرهیزگاری و زهد و ورع معاصران او را مسلم داشتندی و تخم اخلاصش در مزرعه دل کاشتندی قرب چهل سال در عتبات عالیات به مجاورت و اجتهاد می گذرانید عاقبت الامر به خدمت جناب نورعلی شاه اصفهانی رسید و ارادت او را گزید اجازه ذکر خفی گرفت و به تصفیه و تزکیه مشغول شد هم به اجازه او به خدمت حاج محمد حسین اصفهانی شتافت و در صحبت وی تربیت ها یافت دیگرباره به کربلای معلی رفته ساکن شد و بحرالمعارف تصنیف فرمود گویند مکرر می فرموده که عن قریب این محاسن سفید به خون من سرخ خواهد گردید تا آنکه در سنه ۱۲۱۶ در کربلا به دست وهابیان شهید شد و عمرش از شصت متجاوز بود که عالم را بدرود نمود این یک بیت از اوستز کعبه عاقبت الامر سوی دیر شدم
اسمش میرزا صادق و در همه فنون کامل و بر همگنان فایق به وفور خصایل محموده و شمایل مسعوده محسود اهل آفاق و در طریق طریقت طاق به خدمت فخرالعارفین میرزا محمد تقی ملقب به مظفرعلی شاه مشرف گردیده اخلاص و ارادت آن جناب را گزیده صدق علی شاه نام یافته این بیت از اوستگر از پیمانه ما باده دادی جمله را ساقی
نام شریفش آقا عبدالله و از کمالات عقلیه و نقلیه آگاه والدش حاج علی عسکر و به محامد صفات در آن شهر مشتهر خود در خدمت علما و فضلا اکتساب کمالات نمود در عقلیات تلمیذ ملااحمد یزدی و سایر الهیین معاصرین بود وحکمت طبیعی را در خدمت جناب فضیلت مآب حاج میرزا سید رضی که الحق حکیمی عیسوی دم و طبیبی مبارک قدم بود اقتباس فرمود پس از تکمیل کمالات به تحصیل حالات مایل شد مدتی به تهذیب اخلاق و مجاهده نفسانیه سرآورد و با فضلا و عرفا معاشرت کرد غرض مردی است طالب ترک و تجرید و جاذب حال و توحید به شوق صحبت فقیران و عزیزان از مصاحب امرا و اعیان گریزان غالب اوقاتش صرف تعبد و طاعات و اکثر معالجاتش محضا لله و الحسنات پاکی فطرتش از حصول قربت اهل دنیا مانع و علو همتش به وصول معیشت مقرری قانع فقیر را به خدمتش کمال اخلاص است این ابیات از اوستخوش گفت پیر عقلم دوش از سر کرامت
نام شریف آن جناب میرزا کاظم خلف الصدق جناب عارف سبحانی میرزا محمدتقی کرمانی که از اکابر محققین بوده و عن قریب مجملی از احوال واقوال او در این کتاب ذکر خواهد شد وی در شباب تحصیل علوم متداوله کرده در حکمت طبیعی که فن موروثی اوست ماهر و قادر است هم از آغاز جوانی طالب مطالب عرفانی و به خدمت جمعی از اهل حال و ارباب کمال رسیده و معاشرت ایشان را گزیده همانا به میرزا محمد حسین رونق کرمانی اخلاص داشته نقش تولایش بر لوح دل نگاشته از خود آن جناب این معنی اظهار نشد اما از دیگران شنیده غرض در کرمان صحبتش اتفاق افتاد و ابواب مخالطت گشاد در هنگامی که فقیر در آن شهر مریض بود در علاج نهایت دقت فرمود الحق حکیم مسیحادم جناب میرزا عبدالعلی طبیب و آن جناب کمال اهتمام نمودند تا رفع مرض فرمودند سابق بر این در سر کار حاکم آن ولا معزز و مکرم به امر طبابت مفتخر و از مراحم او بهره ور بوده است قصاید خوب و غزلیات مرغوب دارد از اوستغزلیات
اسمش احمدخان و اصلش از آن بذره نزهت بنیان در نیکی فطرت معروف آفاق و به بذل و سماحت در آن ولا طاق همواره با اهل کمال مجالس و با ارباب حال مؤانس با فقیرانش لطف بی اندازه و صیت فقرش بلند آوازه گویند در پیش عرفای متأخرین تهذیب اخلاق و تصفیه و تزکیه نفسیه کرده ملاقاتش دست نداد و زیاده از حالش اطلاعی به هم نرسید از اوستتو مجنون نیستی تا حسن لیلی جلوه گر بینی
اسمش علیرضا و از طایفه ذوالعلا موطنش قلعه عسکر در بردسیر منبلوکات کرمان و مرید العارف بالله رونق علی شاه بود و فقیر او را ملاقات نمود و این رباعیات از اوستیاری که به نیرنگ و فسون مشهور است
اسمش آقا محمدتقی مردی است متورع و متقی پیوسته طبعش به تجارت مایل و راغب و معاش مقرری را از آن ممر طالب است غنی طبعی است درویش و فقیری صداقت کیش با عرفا و علمای زمان موأنس و مجالس و خود نیز از سالکان مسلک عرفان و ناهجان منهج ایقان است و اظهار اخلاص و ارادت به جناب حاجی زین العابدین شیروانی می نماید از اوستتا دلم با درد عشقش کرد خوی
ای بسا مخلص که نالد در دعاتا رود دود خلوصش بر سما
نامش اسدالله خان و اصلش از آذربایجان در سن شباب از آداب پیری کامیاب به ارباب طریقتش رغبتی است صادق و به تکمیل نفس شایق به اخلاق پسندیده موصوف و به صفای صوری و معنوی معروف با احباب صدیق و مهربان و با اصحاب معنی همدل و هم زبان خویی خوش دارد و رویی دلکش طبعی رزین و شعری شیرین و غزل را به سیاقت مولوی معنوی گفتن خواهد و غالبا اقتفا به وی کند با منش لطفی خاص و از غزلیات و مثنویاتش برخی نگاشته شدغزلیات
اسمش میرزا عباس الشهیر به حاجی میرزا آقاسی خلف الصدق جناب میرزا مسلم ایروانی بوده و مراتب علمی را در بدو شباب در خدمت جناب حقایق مآب شیخ کامل و عالم عامل فخرالدین عبدالصمد همدانی قدس سره العزیز تحصیل کرده مدت ها در عتبات عالیات عرش درجات به تحصیل علم و حال اشتغال داشته مولانای مذکور او را از شهادت خود در قضیه طایفه وهابی اخبار فرموده بعد از شهادت مولانا آن جناب عیال آن شیخ سعید شهید را به همدان آورده و خود به آذربایجان که موطن اصلی ایشان بوده رفته اند در آن سنوات به واسطه فضل و کمال و علم و حال امیرزادگان آذربایجان و فرزندان نواب نایب السلطنه عباس میرزا مایل به تلمذ در نزد آن جناب شده اند نواب امیرزاده اعظم محمد میرزا نیز به آن جناب میلی و محبتی حاصل کرده که به ارادت رسیده و همانا آن جناب مژده سلطنتی به آن حضرت داده بعد از رحلت نواب نایب السلطنه به مرتبه ولایت عهد ونیابت سلطنت رسیدند و چون خاقان صاحبقران فتحعلی شاه متخلص به خاقان عالم فانی را بدرود گفتند حضرت نایب السلطنه و ولیعهد محمد میرزا به حکم ولایت عهد ووراثت رتبه سلطنت ایران ارتقا یافتند لهذا مزید حسن ظن و ارادت گردیده جناب ایشان را به صدارت و وزارت خاصه خود تکلیف فرمودند بالکلیه زمام ملک و مملکت را در کف کفایت آن جناب نهاده تفویض امور نمودند لهذا مدت چهارده سال که ایام ملک سلطان گیتی ستان مغفور بود استقلالا به رتق و فتق امورات ملکی پرداختند بعد از رحلت آن پادشاه جمجاه و اختلاف امرای درگاه به عتبات عالیات رفته ساکن شدند و در سنه ۱۲۶۵ هزار و دویست و شصت و پنج به حکم تقدیر وصیت کرده در شب جمعه عشرثانی رمضان المبارک بی مرضی شدید رحلت کردند و به جوار رحمت ایزدی پیوسترحمة الله علیه فی الواقع در علوم تبحری و تتبعی کامل داشتند در معقولات و منقولات و معارف و حقایق رسالات پرداختند و کتب مفیده ساختند باعث آبادی املاک و اراضی وعمارات و حدایق و بساتین بسیار چنانکه زیاده از کروری بهای املاک متعلقه به آن جناب بوده و مقصود آبادی بلاد و ترفیه حال عباد همی بودی در بذل و کرم کمال علو طبع داشتی بخشش های بی اندازه کردی و جمعی از دولت او منتفع شدند و صاحب مناصب عالیه و ضیاع و عقار متوالیه آمدند اگرچه اشرار از بیم سخط و دشنام وی در شرار خوف سوختندی ولی کینه و جور را در خاطر او راه نبودی فی الحقیقة مردی دیندار و خداپرست و پاک و مقدس و مؤمن و متقی و نیک اعتقاد بودی و با اینکه سال ها در امر خطیر پیشکاری سلطان ایران مجبور و مأمور بود به قدر امکان به ایذا و اذیت احدی و قتل نفس ضعیفی رضا ندادی ارباب صنایع بسیاری را تربیت کرده و اسباب و آلات جهاد و جنگ از قبیل توپ و تفنگ بسیاری در ایران آماده ساخته و قورخانه عظیمی پرداخته که به ملاحظه تقویت دولت اسلام کثیر الفایده و کثیر الثواب خواهد بود با اشغال بزرگ دولتی گاهی به صحبت شعرا و عرفا میل می نموده و احیانا گاهی به نظم عربی و فارسی مبادرت می فرموده اشعار متفرقه بسیار داشته اند و منه
اسم شریفش آقا سید رضا خلف الصدق جناب آقا میر فاضل هندوستانی آبا و اجدادش همه سادات عالی درجات و فضلای ستوده حالات بوده اند حالاوالدماجدش میر فاضل به ایران توجه فرموده و در دارالسلطنه اصفهان توطن نموده شجره سلسله علیه سیادتش به بیست واسطه کمابیش به ابراهیم بن امام همام موسی الکاظمؑمی پیوندد و در سنه هزار و دویست و بیست و دو به جوار رحمت الهی پیوسته خود جناب سید رضا بعد ازتحصیل علوم ظاهری به تصفیه نفس و سلوک پرداخته و رشته صحبت از میر و ملوک قطع ساخته به ریاضات شرعیه و عبادات قلبیه کوشیده و باده ذوق و حال نوشید به مراتب عالی فایض شد و در سنه۱۲۲۲رحلت نمود گویند از صحبت اهل دنیا رسته و با اصحاب حال پیوسته بود و گاهی فکر شعری می نمود غزلی و مثنوی موزون می فرموده فقیر اشعار او را مرتب و مدون نموده دیباچه مختصر بر دیوان او نگاشته و این ابیات را از آن منتخب داشته و در این دفتر مرقوم و ثبت نمودمنغزلیاته قدس روحه
و هو شیخ محمد بن علی البحرانی والد آن جناب است اصلا از اهالی بحرین و در شیراز سکونت فرموده و چون شیخ مذکور در آنجا متولد شد لهذا به شیرازی شهرت نموده است غرض آن جناب از بدو شباب از تحصیل علوم فیض یاب با خلق مختلف چنین سلوک دارد که هر کس او را هم مشرب خود می شمارد و او را محفلی است دلگشا و اوضاعی غم زدا همه چیزش در کمال لطافت همه کارش در نهایت شرافت بلی خود چون مردی لطیف است همه اسبابش نظیف است به مضمون الظاهر عنوان الباطن صفای باطن دلیل بر صفای دل و نزهت ظاهر برهان تنزیه خاطر لهذا بین الاکابر و الاصاغر به محامد صفات و نیکی ذات و ضیاء فطرت و صفای جبلت مذکور و در مجالس و محافل اراذل و افاضل به سلیقه مستقیم و طبع سلیم و اخلاص مستحسن مشهور به مدلول الله وتر و یحب الوتر آن یگانه زمانه و مجرد فرزانه تأهل نگزیده و هنوز متأهل نگردیده عدم قبول ازدواجش برهان تفرید و آزادگی و اختفای اظهار احتیاجش دلیل تجربه وافتادگی باتنگدستی در عین گشاده رویی و مناعت و با معاشرت جویی درگوشه گیری و قناعت همواره طالب صحبت درویشان و محفلش مجمع ایشان از رسوم محبت صوری و معنوی آگاه و با خبر و به ارادت عارفان در شهر مشتهر در محفل اغنیاش کمال عزت و با فقیرش نهایت الفت است از اوستغزلیات
و هو قطب المحققین و فخرالالهیین سید محمد الحسینی المشهور به قطب الدین سلسله نسب آن جناب به بیست و سه واسطه به حضرت امام همام علی بن الحسینؑمنتهی می شود اجداد عظامش اکابر دین و اهل یقین بوده و خود ابا عن جد در قصبه نیریز منقصبات فارس توطن فرموده بعد از استکمال علوم در بقعه شاه داعی الله در خدمت جناب شیخ علی نقی اصطهباناتی طی مقامات سلوک کرده به مصاهرت و خلافت مخصوص گردید مسلم علمای مخالف و مؤالف شده در ضمن مسافرت بسیاری را تربیت کرده گویند جناب سید محمد نجفی و شیخ جعفر نجفی و شیخ احمد لحساوی و مولانا محراب جیلانی علوم صوریه و معنویه را از آن حضرت اقتباس نموده اند خلف الصدق آن جناب میرزا سید علی خلیفه وی با علمای یهود مناظره فرموده و زیاده از صد نفر به دین حقه درآورد وغرض جناب سید از متأخرین زمان و معاصر سلطان حسین صفوی بوده و مسافرت بسیاری فرموده از مشایخ عظام سلسله علیه ذهبیه است در سنه ۱۱۷۳ رحلت نموده آن جناب را رسالات محققانه و اشعار عربیه و فارسیه است رساله فصل الخطاب و رساله شمس الحکمت و کنز الحکمت و انوار الولایة و نورالهدایة و قصیده عشقیه و غیره از آثار اوست تیمنا و تبرکا برخی از اشعار عربیه و مثنویاتش قلمی می شودمنقصیدة عشقیة
اسم شریفش ملامحمد اسماعیل و اصلش از قریه ارغد بوده و سال ها تحصیل کمالات نموده به صحبت اکابر دین مبین و ناهجان مناهج یقین رسیده و طریقه مشایخ سلسله علیه ذهبیه کبرویه را برگزید و در کمالات نفسانی و روحانی مرتبه عالی یافته و ارادت به جناب سید عالم شاه هندی که از فحول فضلا و علما و عرفای عهد بوده داشته است و به صحبت جناب سید قطب الدین نیریزی فارسی و آقا محمد هاشم خلیفه او و آقا محمد کازرونی نیز رسیده به مرتبه کمال ترقی نموده۸ و در نظم وجدی تخلص می فرموده و در سنه۱۲۳۲رایت سفر آخرت برافراشته گاهی به طریق مثنوی طبع آزمایی می فرموده مثنوی مختصری از او دیده شد و این چند بیت از آن گزیده شدهمنتخب مثنوی اوست
و هو قدوة المحققین و زبدة العارفین الحاج محمدرضا بن حاج محمد امین از فحول علمای زمان و به فضایل صوری و معنوی نادره دوران سالها است که به نشر کمالات می پردازد و خلق را از صحبت خود مستفیض می سازد از بدو طفولیت با حضرت زین العارفین و فخر الواصلین حاج محمد جعفر همدانی هم درس و هم روش بوده و به مرافقت آن جناب تحصیل نموده هم به اتفاق به زیارت مکه معظمه فایز شدند و در طریقت اهل درآمدند غرض مولانا سفر عراقین و خراسان کرده با جمعی از اکابر دین و اهل یقین معاشرت و مصاحبت به جا آورده تکمیل باطن در خدمت جناب حاج محمد حسین اصفهانی نموده و مدتها در دارالسلطنه تبریز سکونت فرموده در فن مناظره به غایت قادر و به انواع سخن ماهر عالمی گرانمایه و عارفی بلندپایه است در فن فقه و اصول مجتهد زمان ودر مراتب حکمت سرآمد اهل دوران است عظما و کبرای دولت در تعظیم و توقیرش کوشند و عرفا و علمای ملت در تکریم و تحریمش سعی نمایند و طالبان و راغبان علوم عقلی و نقلی در دریافت حضورش قصب السبق از یکدیگر ربایند آن جناب را تصانیف مفیده و منظومات پسندیده است تفسیر موسوم به درالنظیم او آویزه گوش جان اهل هوش است رساله ای هم در رد مسترمارفین مسیحی نوشته قریب به ده هزار بیت است و مثنوی به قرب هشت هزار بیت در سلک نظم کشیده است و غیر اینها نیز تألیف و تصنیف فرموده بالجمله از اعاظم عارفین و اماجد محققین معاصرین است چون مثنوی آن جناب حاضر نیست بعضی از غزلیاتش نوشته می شود و آن این است درخارج شهر کرمان مرقدش مزار خلایق استمن غزلیاته
از اعاظم مشایخ سلسله علیه شطاریه است که به واسطه جناب سلطان العارفین ابایزید بسطامی از حضرت امام الصامت و الناطق جعفر بن محمدالصادقؑناشی شده غرض جناب شاه کوثر از موطن خود مسافرت کرده و روی به سیاحت ملک ایران آورده به زیارت عتبات عالیات عرش درجات مشرف شده در آن ولا و سایر ولایات به تربیت طالبان راه طریقت اشتغال داشت گویند جناب آقا محمد شیرازی قبل از دریافت خدمت جناب سید قطب الدین محمد شیرازی مرشد خود به خدمت آن جناب رسیده و از او ملتمس ذکری گردیده و بعد از ارادت جناب سید نیز گاهی مشغول بدان می شده غرض از اکابر اهل حال متأخرین بوده و از آن جناب استیک نشان خوشدلی عشاق را
و هو کهف الحاج الحرمین الشریفین حاج ملا محمد باقر آن جناب از اهل استرآباد فرخ بنیاد بود و مدتها در تحصیل علوم عقلی ونقلی کوشیده و کسوت زهد و صلاح پوشیده آخرالامر طالب صحبت اهل ذوق شد عمری به خدمت این طایفه رسید و مصاحبت ایشان گزید مسافرت بسیار کرد و روزگاری به ریاضت به سر آورد تا به کمالات صوری و معنوی آراسته و از صفات نفسانی پیراسته آمد سالکی با ریاضات و عارفی با کرامات صدمات سلوک کشیده و نشأه جذب چشیده در تجرید و تفرید وحید و در علوم توحید فرید مؤمنی محقق و عارفی مدقق بود گویند اخلاص و ارادت به خدمت حضرت هادی الموحدین و فخرالمجردین حاجی محمد حسن نایینی قدس سره داشته و حاجی محمد حسن را نسبت ارادت به حضرت قطب الموحدین حاج عبدالوهاب نایینی بوده و گویند که نسبت ارادت او به جناب میرمحمد تقی شاهی پیوسته و میر به شیخ محمد مؤمن استرآبادی سبزواری که از اکابر مشایخ بوده نسبت ارادت درست کرده غرض از معاصرین بود و در آخر عمر در شیراز سکونت نمود هم در آنجا وفات یافت گاهی اشعار ساده می گفته این چند بیت از آن جناب استغزلیات
اسمش ضیاءالدین علی محمد خلف الصدق جناب نورالدین محمد والد ماجدش از علما و مقدسین و با فقرا و سالکین هم نشین صلبا از اولاد احفاد شاهرخ و بطنا از سلسله علیه صفویه و هم مشرب طایفه جلیله ذهبیه و مشارالیه همیشه به صحبت اصحاب کمال مشعوف و به محبت ارباب حال مألوف از مشرب اهل ذوق فیض یاب و اکنون در ریعان شباب جوانی است افتاده و از نقش تکلف لوح ضمیرش ساده دلش از قواعد محبت صوری و معنوی باخبر و مدتی در آن ولا از محنت جوانی به جنون مشتهر غرض رفیقی است جلیس و همدم و شفیقی است انیس و محرم طریقه فقر و سلوک را می پیموده و از دسترنج نویسندگی معاش می نمود مولد والدش در کوار منبلوکات شیراز است و تولد آن جناب در شیراز در همانجا نشو و نما یافته چندی به جهت فقیر کتابت می نمود و ناسخ اول این نسخه نیز او بود اشعار بسیاری دارد از غایت پریشانی حال نمودن ندارد
مرد میراثی چو خورد و شد فقیرآمد اندر یا رب و گریه و نفیر
و هو قدوة المحققین و زبدة العارفین میرزا محمدتقی بن میرزا محمد کاظم آن جناب در علوم عقلیه وحید و در فنون نقلیه فرید و آبا و اجداد مولانا همواره در آن ولایت به طبابت مشغول و در نهایت عزت و احترام می زیسته اند و خود نیز درحکمت الهی و حکمت طبیعی به غایت جامعیت داشته و جمعی در خدمتش تلمذ گزیده بودند و اکتساب فضایل می نمودند غرض چون از علم ظاهر باطنی ندید طالب علوم باطنی گردید دست تقدیر گریبان اختیار خاطرش را به چنگ مشتاق علی شاه انداخت و مولانا را به آن فضل و کمال مقید و اسیر آن امی ساخت لاجرم عوام و خواص به طعن و ملامت مولانا پرداختند و او را هدف تیر آزار ساختند و زجر بی شمار و جفای بسیار از ابنای زمان دید و از آن راه پرخطر برنگردید بالجمله حالات مولانا مفصل است مختصری اینکه ارادت به مشتاق علی شاه داشت و اجازه از میرزا رونق کرمانی و بعد از شهادت مشتاق علی شاه در سنه یک هزار و دویست و شش در شهر کرمان جناب مولانا دیوانی به نام وی تمام کرده چون حالات وی و حالات مولوی رومی مناسب اتفاق افتاده او را مولوی ثانی و برخی مولوی کرمانی خوانند چنانکه مولوی رومی فاضل بوده شمس الدین تبریزی امی می نمود و شمس الدین را کشتند و مولوی دیوانی به نام وی پرداخت مولوی مذکور نیز دیوانی به اسم مشتاق موسوم به مشتاقیه ساخت مجملا وی از اعاظم فضلا و عرفای متأخرین بوده و در سنه هزار و دویست و پانزده در کرمانشاهان وفات نمود آن جناب را مثنوی است موسوم به بحرالاسرار مشتمل بر حقایق و دقایق و رساله در شرح آن مسمی به مجمع البحار و دیوان مشتاقیه مشتمل بر قصاید و غزلیات و رساله ای موسم به کبریت احمر در طریقه ذکر و فکر و او را در سلوک باطن به طریق رمز نوشته و هم رساله ای است موسوم به خلاصة العلوم چون اشعارش فصیح و بلیغ و مضامین خوب دارد و کمتر شنیده شده است فقیر در این کتاب بعضی از بحرالاسرار و برخی از قصاید و غزلیات وی ثبت می نماید و از آن جمله استمنمثنوی الموسوم به بحرالاسرار
و هو قدوةالمحققین و قطب العارفین الشیخ الکامل الصمدانی حاجی محمد جعفربن حاج صفرخان بن عبدالله بیک الهمدانی اصل آن جناب از طایفه قراگزلو منطوایف قزلباش و أبا عنجد بزرگ ایل جلیل بوده و گاهی نیز حکومت قلمرو نموده اند اعمام عظامش به امارت و صدارت مخصوص و والد ماجدش از ملازم نفور و به مداومت صحبت اهل علم مسرور از خواص تلامذه سید محقق سید ابراهیم رضوی قمی الاصل بوده و ایام حیات خود را به عبادات و مجاهدات و زهد و تقوی مصروف نموده آخرالامر در کربلای معلی فوت و در رواق مقدس مدفون گردید و آن جناب از صغر سن به تحصیل مشغول بود از ده سالگی تا هیجده سالگی در شهر مذکور تحصیل علوم ادبیه و منطق نمود بعد به اصفهان رفت مدت پنج سال عمر را مصروف علوم کلام و ریاضی و حکمت و طبیعی فرمود از آنجا به کاشان عزیمت کرده چهار سال را در خدمت مولانا محمد مهدی نراقی به تحصیل علوم الهی و فقه و اصول به سر برده در آن اوقات به نوافل نهاریه و لیلیه و اوراد و اذکار کمال توجه داشته و به تحصیل طریق سلوک همت می گماشتهخود در یکی از رسایل نگاشته که در آن ایام به مطالعه کتب جمعی از محققین مانند ابن طاووس و خواجه نصیرالدین طوسی و ابن فهد حلی و صاحب مجلی و سید حیدرآملی و ابن میثم بحرانی و شهید ثانی و شیخ بهاءالدین عاملی و والد او و میرابوالقاسم فندرسکی و میرمحمدباقر داماد و مولانا محمدتقی مجلسی و مولانا محمد صالح مازندرانی و ملامحسن کاشانی و غیر ذلک اعلی الله درجاتهم رسیدم و یقینم بر حسن سلوک و ریاضت زیاده گردید و نیز واضح است که ذکر به اجازه موجب استمرار آن عمل و تأثیرش بیشتر است چنانکه مولانا محمد تقی مجلسی اجازهذکر از شیخ بهایی داشت و ملا محمد صالح مازندرانی در شرح کافی و سایر محققین در کتب خویش تصریح کرده اند که ذکر محتاج است با اجازه لهذا به هر یک از صاحبان اجاز استدعای کلمه طیبه یا اسمی دیگر از اسمای حسنای الهیه و ادعیه مأثوره متوجه می شد مانند سید محقق میرزا ابوالقاسم مدرس مدرسه شاه اصفهان و فاضل محقق میرزا محمد علی میرزا مظفر و مولانا محراب جیلانی و میرمحمد علی و میر مظفر کاشانی و سایر اکابر اهل سلوک و از بیست و هفت سالگی غالب اوقات را به عبادات می گذرانیدم و در خدمت علامة العلماء مولانا میرزا ابوالقاسم قمی تحصیل می نمودم و در آن اوقات در خدمت جناب استادی مکرر در بعضی مسایل دو سه روز مباحثه اتفاق می افتاد و نوشتجاتی که حسب الامر آن جناب بر مدارک الاحکام و شرح لمعه دمشقیه بر منتخب قضا و شهادات مقید شده بود ایشان تحسین می فرمودند و امر نمودند که در همدان متوجه فتاوی امور مسلمین شوم چون ضعیف نظر به مخاطرات کلیه که در آن امر می دیدیم متوجه نمی شدم بعد از چهار پنج سال اوقات خود را تبعیض نموده سهمی را به مطالعه کتب و تعیلقه نوشتن بر کتاب کفایة المقصد مصروف داشتم سوای عبادات آن ودر عبادات به مدارک الاحکام اقتصار نمودم و سوای حج بر عبادات او حاشیه نوشتم و همچنین بر اکثر کتب کفایة و سهمی دیگر را به طاعات و اوراد و اذکار و اربعین و انزوا و تقلیل طعام به طریق شرع مقدسه صرف نمودم و در سن سی سالگی از مسافرت مراجعت و دو مرتبه به عتبات عالیات مشرف شده و اما بیشتر اوقات را به عزلت گذرانیدم
اسمش میرزا الله ویردی از جمله مریدان و اخلاص کیشان حضرت قطب العارفین حاج محمد جعفر همدانی بود و مدتها نیز خدمت جناب حاج محمد رضای همدانی را نموده از یمن همت ایشان از سالکان مسلک طریقت و ناهجان منهج حقیقت گردید فقیر او را ملاقات نمود گرم روی با حال و فقیری ستوده خصال بود گاهی شعر می گفته این رباعی از اوستمهر ازلی در دل بی کینه ماست