گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
سر دفتر آیت نکوییشاهنشه ملک خوبرویی
پیش چشم مژگانی کز سرشک شادابستسیل آب شمشیرست موج تیغ بی آبست
چو ساخت چشم تو کارم نهفته دیدن چیستبر آتشی که به نی درگرفت دامن چیست
باغ و راغ من خونین جگرستنفسی کز دل من تنگ ترست
نام ترا شنیدن چون آرزوی جانستبر لب مقام دارد چون درد لب همانست
نخل قد تو را چون صورت نگار جان بستگلدسته سرین را زان رشته بر میان بست
منم که داغ بلا گلشنی بنام منستگل شکفته من حلقه های دام منست
چشم هر کس گر بیار ماه سیما روشنستز آتش دل همچو مجمر دیده ما روشنست
دگر بهار چمن را چه دلگشا کرده ستشکوفه بر سر سبزه نثارها کرده ست
سیر گل امسال از تنهاییم دلخواه نیستز آشنایان غیر بلبل کس بمن همراه نیست
دیده چشم می پرستی دیده استاشکم از مستی بسر غلطیده است
فهرست کش نشاط این باغبر ران سخن چنین کشد داغ
آن بلبلم که عقده دل دانه منستآبی که هست در قفسم آب آهنست
حسن اگر در پرده باشد عشق ازو دیوانه نیستبر چراغ روز بال افشانی پروانه نیست
امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشتگل نیز از بساط چمن پا بدر گذاشت
در طریق خودنمایی شیوه دلخواه نیستغیر دعوی بلند و همت کوتاه نیست
شیب و شباب راه عدم را مراحلستعمر تو راه دور و درازش دو منزلست
پای بی کفش از سری کاید بسامان بهترستزخم مرهم گیر از چاک گریبان بهترست
براه عشق تو جز اشک و آه با من نیستاز آن متاع چه بهتر که باب رهزن نیست
این سطرهای چین که ز پیری بروی ماستهر یک جدا جدا خط معزولی قواست
سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه استرخنه مانند قفس آرایش کاشانه است
چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیستتیر بر سنگ آزمودن جز زیان تیر نیست
لیلی پس پرده عماریدر پرده دری ز پرده دار ی
همیشه کارم در کار خیر تأخیرستکه توبه مانده درست و بهار کشمیرست