گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۳۵
جان به عشقت ز جهان برخیزد
شمارهٔ ۳۶۳
دیروز خیال بیوفایی کردی
شمارهٔ ۳۶۴
وی دیده به خون دل شناور گردی
شمارهٔ ۳۶۵
دوشینه خداوند زر و مال شدی
شمارهٔ ۳۶۶
از حمله ارتجاع در بیم شدی
شمارهٔ ۳۶۷
دایم به مقدرات ایران بازی
شمارهٔ ۳۶۸
بی درد و غم و رنج محن نیست کسی
شمارهٔ ۳۶۹
یا بوالهوسانه محو دیدار کسی
شمارهٔ ۳۷۰
شد باز شروع جنگ بی تکلیفی
شمارهٔ ۳۷۱
در آخر عمر می فروشی اولی
شمارهٔ ۳۷۲
خود را ببر جامعه رسوا نکنی
غزل شمارهٔ ۲۳۶
ز حلق من به سپهر نهم خروش رسد
شمارهٔ ۳۷۳
از دست وکیل ناله فردا نکنی
شمارهٔ ۳۷۴
او را همه عمر بنده و برده کنی
شمارهٔ ۳۷۵
وی کاه تو همرنگ رخ زرد منی
شمارهٔ ۳۷۶
سرگشته وادی ضلالت نشوی
شمارهٔ ۳۷۷
اسباب زیان و مایه سود تویی
شمارهٔ ۱ - مسمط
همچو نوروز درآمد ز در آن سمین صدر
راستی نبود به جز افسانه و غیر از دروغآنچه ای تاریخ وجدان کش حکایت می کنی
هیچ دانی از چه خود را خوب تزیین می کنمبهر میدان قیامت رخش را زین می کنم
عید جم شد ای فریدون خو بت ایران پرستمستبدی خوی ضحاکی است این خو نه ز دست
غزل شمارهٔ ۲۳۷
جان همی آساید و دلدارم اینک می رسد
شمارهٔ ۵
که طرفداری ما رنجبران خوی تو هست
چند سازی فصل گل در ساحت مشکوی کویخیز و کن در باغ ای ماه هلال ابروی روی