گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۵
از نهیاتی شکایت مشتی خلق
غزل شمارهٔ ۲۷۹
فریاد ز کفار به یک بار برآمد
شمارهٔ ۲۶
وصلت بتر از درد غم اندوز فراق
شمارهٔ ۲۷
تا کی بودم چو غنچه خون در دل تنگ
شمارهٔ ۲۸
خط گر درخت چو سبزه پیرامن گل
شمارهٔ ۲۹
غم نیست که یار نازنین می کشدم
شمارهٔ ۳۰
در بزم تواش بار نمیدانستم
شمارهٔ ۳۱
شد کلبه منور از رخ احبابم
شمارهٔ ۳۲
آنجاست مکان تو و ماوای دلم
شمارهٔ ۳۳
این روضه ی مصطفاست یا عرش برین
شمارهٔ ۳۴
شاهان به جنابش همه سودند جبین
شمارهٔ ۳۵
وز خون سر آغشته بود پیکر من
غزل شمارهٔ ۲۸۰
از سرو و ز گل فغان برآمد
شمارهٔ ۳۶
وز جور و جفایش که نرنجیده که من
شمارهٔ ۳۷
دل خسته و ناتوان و رنجور از تو
شمارهٔ ۳۸
دام تو شود آخرم از پروانه
شمارهٔ ۳۹
یا طاقت من در خور غم بایستی
شمارهٔ ۴۰
نه عاری از این بود مرا نه دردی
شمارهٔ ۴۱
سهل است اگر زخویشتن میخوانی
ای وصف جمال تو به از جمله حکایاتعشق تو به ویرانه ی دل گنج سعادات
غزل شمارهٔ ۲۸۱
مرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمد
نماز شام چو پنهان شد آتش اندر آبسپهر چهره بپوشید زیر پر غراب
شمارهٔ ۲ - قصیده
چرا دل تو چراگاه چون و چند و چراست
خوشا باد سحرگاهی که بر گلشن گذر داردکه هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد