بخش ۳ - حقیقت خوی نیکو
بدان که حقیقت خوی نیکو تا آن چیست و کدام است سخن بسیار گفته اند و هریکی را آنچه در پیش آمده است بگفته است و تمامی آن نگفته است چنان که یکی می گوید روی گشاده داشتن و یکی می گوید رنج...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
بدان که حقیقت خوی نیکو تا آن چیست و کدام است سخن بسیار گفته اند و هریکی را آنچه در پیش آمده است بگفته است و تمامی آن نگفته است چنان که یکی می گوید روی گشاده داشتن و یکی می گوید رنج...
بدان که حق تعالی همه خلق را به توبه فرموده است و گفته و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون گفته است هرکه امید فلاح دارد توبه کند و رسول ص گفت هرکه توبه کند پیش از آن ک...
بدان که هرکه در مستقبل نیکویی چشم دارد این چشمداشت وی را باشد که رجا گویند و باشد که تمنی گویند و باشد که غرور گویند و احمقان و ابلهان اینها از یکدیگر بازندانند و پندارند که این هم...
و در وی ده شرط است که نگاه می باید داشت شرط اول آن که در وقت عقد بگوید که این سیم یا این زر یا این جامه آنچه باشد سلم دادم در خرواری گندم مثلا قیمت آن چنین و چنین و هر صفت که ممکن ...
بدان که شره غیبت اندر دل بیماری است و علاج آن واجب باشد و علاج آن از دو گونه است اول علاج عملی و آن دو چیز است یکی آن که اندر این اخبار که اندر غیبت آمده است تامل کند و بداند که به...
بدان که آنچه لابد است از نماز گفته آمد و دیگر مسایل چون حاجت افتد بباید پرسید که در چنین کتاب شرح نتوان کرد اما وسوسه در نیت نماز بسیار می باشد بدین اشارتی کرده آید بدان که وسوسه ن...
بدان که زکوه رکنی از ارکان مسلمانی است که رسول ص گفت بنای مسلمانی بر پنج اصل است کلمه لااله الاالله محمد رسول الله نماز و زکوه و روزه و حج و در خبر است که کسانی که زر و سیم دارند و...
و وی را دو رکن است اجرت و منفعت اما عاقد و لفظ عقد همچنان است که در بیع گفتیم اما مزد باید که معلوم بود چنان که در بیع گفتیم و اگر سرایی به کرا دهد به عمارت باطل بود که مجهول بود و...
بدان که بدین دارو هیچ کس را حاجت نیست مگر دو بیمار را یکی آن که از بسیاری گناه نومید شده است و توبه نمی کند و می گوید نپذیرند و دیگر آن که از بسیاری جهد و طاعت خویشتن هلاک می کند و...
بدان که غیبت حرام است همچون دروغ و جز برای حاجت مباح نشود و این شش عذر است عذر اول تظلم که پیش قاضی و سلطان بکند و این روا باشد و یا اندر پیش کسی از وی معاونت همی خواهد مظلوم را نش...
بدان که شش نوع زکوه واجب فریضه است نوع اول زکوه چهارپایان و آن شتر و گاو و گوسفند است اما در اسب و خر و دیگر حیوانات زکوه نیست و این زکوه به چهار شرط واجب آید شرط اول آن که علفی نب...
و وی را سه رکن است رکن اول سرمایه است باید که نقد بود زر یا سیم اما نقره و جامه و عروض نشاید و باید که وزن معلوم بود و باید که به عامل تسلیم افتد اگر مالک شرط کند که در دست می دارد...
بدان که خوف از مقامات بزرگ است و فضیلت وی در خور اسباب و ثمرات وی است اما سبب وی علم و معرفت است چنان که شرح کرده آید و برای این گفت حق تعالی انها یخشی الله من عباده العلما و رسول ...
بدان که کفارت غیبت بدان باشد که توبه کند و پشیمانی خورد تا از مظلمه حق تعالی بیرون آید رسول ص می گوید هرکه را مظلمتی است اندر عرض یا اندر مال بحلی باید خواست پیش از آن که روزی آید ...
بدان که خوف حالتی است از احوال دین و آن آتش دور نیست که اندر دل پدید آید و آن را سببی است و ثمره ای اما سبب وی علم و معرفت است بدان که خطر کار آخرت بیند و اسباب هلاک خویش حاضر و غا...
چون مال مشترک بود شرکت آن بود که یکدیگر را در تصرف دستوری دهند آنگاه سود به دو نیم بود اگر مال هردو برابر است و اگر متفاوت است همچنان بود و با شرط روا نبود که بگردانند مگر آن که یک...
بدان که نمامی نه همه آن بود که سخن یکی با دیگری بگوید بلکه هرکه کاری آشکارا کند که کسی از آن رنجور شود وی نمام است خواه به سخن گیر و خواه به فعل و خواه به چیزی دیگر و خواه به قول آ...
هرکه را هشتصد من گندم بود یا جو یا مویز یا خرما یا چیزی که قوت قومی باشد که بدان کفایت توانند کرد چون ملک و برنج و نخود و باقلی و غیر آن عشر بر وی واجب آید و هرچه قوت نبود چون پنبه...
بدان که آنچه گفتیم شرط درستی معاملت بود در ظاهر شرع و بسیار معاملت بود که فتوی دهیم که درست است ولیکن آن کس در لعنت بود و آن معاملتی بود که در آن رنج و زیان مسلمانان بود و آن دو قس...
بدان که خوف را سه درجت است ضعیف و قوی و معتدل و محمود از وی معتدل است و ضعیف آن بود که را کار ندارد چون رقت زنان و قوی آن بود که از وی بیم نومیدی و قنوط بود و بیم بیماری و بی هوشی ...
چون کسی را مدح کنند باید که از عجب و از کبر حذر کند و از خطر خاتمت بیندیشد که آن هیچ کس نداند و هرکه از دوزخ نرهد سگ و خوک از وی فاضلتر و هیچ کس این نداند که رسته است و باید که باز...
در دویست درم نفره پنج درم واجب آید به آخر سال و در بیست دینار زر خالص نیم دینار و آن چهار یک ده یک باشد و چندان که می افزاید هم بدین حساب بود و در هر نفره و خنور زرین و سیمین و ساخ...
بدان که خشم چون غالب بود صفتی مذموم است و اصل وی از آتش است که زخم وی بر دل بود و نسب آن با شیطان است چنان که گفت خلقتنی من نار و خلقته من طین و کار آتش حرکت است و آرام ناگرفتن و ک...
بدان که خدای تعالی به احسان فرموده است چنان که به عدل فرموده است که ان الله یامر بالعدل و الاحسان و آن باب گذشته همه در بیان عدل بود تا از ظلم بگریزد و این باب در احسان است خدای تع...