ناهید
جلال الدین محمد مولوی

شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری

ستاره سجده کند ماه و زهره حال آرد

رها کن خرد و عقل سیر و رهواری

زهی شبی که چنان نجم در طلوع آید

به روز روشن بدهد صفات ستاری

ز ابتدای جهان تا به انتهای جهان

کسی ندید چنین بی‌هشی و هشیاری

تو خواه برجه و خواهی فروجه این نبود

کی زهره دارد با آفتاب سیاری

طمع مدار که امشب بر تو آید خواب

که برنشست به سیران خدیو بیداری

۶ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها