ناهید
ایرج میرزا

شمارهٔ ۸۸ - تقاضا گله از مُعز الملک

قطعه‌ها

اندازهٔ متن۲

ای معزالملک ای اندر سخا ضرب المثل

از چه رو شعر و خط ما را گرفتی سرسری؟

بد نکردم من که چونین گوهر ارزنده را

با ادب کردم نثار بزم چون تو گوهری

شعر و خط من بود آن گوهر سنگین بها

که امیر مملکت باشد مر او را مشتری

فخر میران زمانه حضرت میر نظام

آن که بر او فخر دارد دانش و دانشوری

گر مرخص می کنی اندر حضور این امیر

می توانم تا برم من با ادب این داوری

من چو بر اسب سخن رانی سوار آیم بود

هم رکابم فرخی و هم عنانم عنصری

ختم بر من گشته شعر و شاعری چونانکه شد

بر محمد خاتم پیغمبران پیغمبری

۷ بیت۲ بازدید

منبع: همراهان گنجور

از همین دفتر

همهٔ شعرها