ناهید
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۱۳ - ایضاً

ابن یمین، دیوان اشعار، معمیات

اندازهٔ متن۲

آمد بر من خادمکی همچو دو پیکر

ز آهن زده بر خود گرهی سخت میانش

دارد دو سر و یک دهن اما دهنش را

نی رسته دندان بوی اندر نه زبانش

وین طرفه که بی آنکه نماید سر دندان

پاره کند آنرا که در آید بدهانش

بی روح و روانست ولی کار بری جلد

دارد ذکر اما کس و کونست عیانش

تا در نکنی در کس و کون وی انگشت

در کار نیاید تن بی روح و روانش

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها