ناهید
جلال الدین محمد مولوی

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟

غزل شمارهٔ ۲۳۸۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟

بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاه‌زاده؟

کرده به دست اشارت کز من بگو چه خواهی؟

مخمور می چه خواهد جز نقل و جام و باده؟

نقلی ز دل معلق جامی ز نور مطلق

در خلوت هوالحق بزم ابد نهاده

ای بس دغل‌فروشان در بزم باده‌نوشان

هش دار تا نیفتی ای مرد نرم و ساده

در حلقه قلاشی زنهار تا نباشی

چون غنچه چشم‌بسته چون گل دهان‌گشاده

چون آینه است عالم نقش کمال عشق است

ای مردمان کی دیده است جزوی ز کل زیاده؟

چون سبزه شو پیاده زیرا در این گلستان

دلبر چو گل سوار است باقی همه پیاده

هم تیغ و هم کشنده هم کشته هم کشنده

هم جمله عقل گشته هم عقل باد داده

آن شه صلاح دین است کاو پایدار بادا

دست عطاش دایم در گردنم قلاده

۹ بیت

از همین دفتر

همهٔ شعرها