ناهید
خواجوی کرمانی

کیست که گوید ببارگاه سلاطین

شمارهٔ ۲۲۷

دیوان اشعار، بدایع الجمال، شوقیات

اندازهٔ متن۲

کیست که گوید ببارگاه سلاطین

حال گدایان دلشسکته ی مسکین

سوخته ئی کو که خون ز دیده ببارد

از سر سوزم چو شمع بر سر بالین

در گذر ای باغبان که بلبل سرمست

باز نیاید بغلغل تو ز نسرین

کی برود گر هزار سال برآید

از سر فرهاد شور شکر شیرین

عاشق صادق کسی بود که نخواهد

ملک کسری بجای مهر نگارین

شمسه ی چین نیست در تصور راورنگ

جز رخ گلچهر ماهروی خور آئین

مرغ دل از زلف دلبران نبرد جان

کبک نیابد امان ز چنگل شاهین

منکر خواجو مشو که اهل نظر را

روی بتان قبله است و کیش مغان دین

۸ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها