ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما

غزل شمارهٔ ۴۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما

تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما

خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب

آب مده به تشنگان عشق بس است آب ما

جمله‌ی ره چکیده خون از سر تیغ عشق او

جمله‌ی کو گرفته بو از جگر کباب ما

شکر باکرانه را شکر بی‌کرانه گفت

غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ما

روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو ؟

از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما

تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا

چونک ز هم بشد جهان از بت بانقاب ما

از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان

ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ما

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها