ناهید
جلال الدین محمد مولوی

زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب

غزل شمارهٔ ۳۱۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب

دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب

مسخره باد گشت هر چه درختست و کشت

و آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب

هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشد

پای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب

چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر

خاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب

۴ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها