ناهید
جلال الدین محمد مولوی

یار آمد به صلح ای اصحاب

غزل شمارهٔ ۳۱۷

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

یار آمد به صلح ای اصحاب

ما لکم قاعدین عند الباب

نوبت هجر و انتظار گذشت

فادخلوا الدار یا اولی الالباب

آفتاب جمال سینه گشاد

فاخلعوا فی شعاعه الاثواب

ادب عشق جمله بی‌ادبیست

أمّة العشق عشقهم آداب

بادهٔ عشق ننگ و نام شکست

لا رئوساً تری و لا اذناب

لذت عشق با دماغ آمیخت

کامتزاج العبید بالارباب

دختران ضمیر سرمستند

وسط روض القلوب و الدولاب

گر شما محرم ضمیر نه‌اید

فاسئلوهن من وراء حجاب

شمس تبریز جام عشق از تو

و خذ الکبد للشراب کباب

۹ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها