رباعی شمارهٔ ۱۱۶
اندازهٔ متن
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت
از حلقهٔ گوش او چنین پندارم
کانجا که زر است گوش میباید داشت
۲ بیت
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت
از حلقهٔ گوش او چنین پندارم
کانجا که زر است گوش میباید داشت
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی