ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای کرده میان سینه غارت

غزل شمارهٔ ۳۷۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای کرده میان سینه غارت

ای جان و هزار جان شکارت

جز کشتن عاشقان چه شغلت

جز کشتن خلق چیست کارت

می‌کش که درست باد دستت

ای جان جهانیان نثارت

بس کشته زنده را که دیدم

از غمزه چشم پرخمارت

بس ساکن بی‌قرار دیدم

در آتش عشق بی‌قرارت

یک مرده به خاک درنماند

گر رنجه شوی کنی زیارت

جان بوسد خاک تو به هر دم

بر بوی کنار بی‌کنارت

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها