ناهید
جلال الدین محمد مولوی

من بسازم ولیک کی شاید

غزل شمارهٔ ۹۹۰

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

من بسازم ولیک کی شاید

زاغ با طوطیان شکر خاید

هر یکی را ولایتست جدا

کژ با راست راست کی آید

گرچه طوطی خود از شکر زندست

زاغ را می چمین خر باید

عشق در خویش بین کجا گنجد

ماده گرگ شیر نر زاید

بگریز از کسی که عاشق نیست

زان ز گرگین تو را گر افزاید

ور شوی کوفته به‌هاون عشق

دانک او سرمه ایت می‌ساید

رو بکن تو خراب خانه از آنک

شمس تبریز مست می‌آید

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها