ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبش

غزل شمارهٔ ۱۲۱۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبش

ما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش

عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر ما

دست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش

ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهی

گر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش

شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ تو

هفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش

۴ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها