ناهید
جلال الدین محمد مولوی

گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۴

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم

گفتا که به غیر آن صد چیز عجب دارم

گفتم که در این بازی ما را سببی سازی

گفتا که من این بازی بیرون سبب دارم

هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند

من با غم عشق تو خویشی و نسب دارم

بیرون مشو از دیده ای نور پسندیده

کز دولت نور تو مطلوب طلب دارم

آنم که ز هر آهش در چرخ زنم آتش

وز آتش بر آتش از عشق لهب دارم

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها