ناهید
جلال الدین محمد مولوی

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم

چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری

یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو

چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید

با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل

یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها