ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ایا یاری که در تو ناپدیدم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۷

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ایا یاری که در تو ناپدیدم

تو را شکل عجب در خواب دیدم

چو خاتونان مصر از عشق یوسف

ترنج و دست بیخود می بریدم

کجا آن مه کجا آن چشم دوشین

کجا آن گوش کان‌ها می شنیدم

نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم

نه آن دندان که لب را می گزیدم

منم انبار آکنده ز سودا

کز آن خرمن همه سودا کشیدم

تو آرام دل سوداییانی

تو ذاالنون و جنید و بایزیدم

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها