ناهید
جلال الدین محمد مولوی

علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

به لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرم

به که مانم به که مانم که سطرلاب جهانم

چو قضا حکم روانم نه امیرم نه وزیرم

بروی ای عالم هستی همه را پای ببستی

تو اگر جان منستی نپذیرم نپذیرم

۳ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها