ناهید
جلال الدین محمد مولوی

تا به جان مست عشق آن یارم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

تا به جان مست عشق آن یارم

سردهٔ باده‌های انوارم

هر دمی گر نه جان نو دهدم

ای دل از جان خویش بیزارم

گرد آن مه چو چرخ می‌گردم

پس دگر چیست در زمین کارم

بر سر کارگاه خوبی بود

سوزنش کرده‌ست چون تارم

سوزنم چنگ شد از او در تار

تا به آواز زیر می‌زارم

تا من این کارگاه عالم را

کو حجاب حقست بردارم

تا بسوزم حجاب غفلت و خواب

ز آتش چشم‌های بیدارم

تا بیابم ز شمس تبریزی

صحّت این ضمیر بیمارم

۸ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها