ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

ز آیینه ندیده‌ست او الا سیهی آهن

از آب حیات تو دور است به ذات تو

کز کبر برآید او بالا مثل روغن

پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد

از لذت آن بوسه ای روت مه روشن

گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی

زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن

در سینه خیال او وان گاه غم و غصه

در آب حیات او وانگه خطر مردن

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها