ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

وی ز نورت نقش بسته هر زمانی حور نو

کژ نشین و راست بشنو عقل ماند یا خرد

ساقیی چون تو و هر دم باده منصور نو

کی تواند شیشه ای را ز آتشی برداشتن

یا می کهنه کی داند ساختن ز انگور نو

می‌چشان و می‌کشان روشن دلان را جوق جوق

تازه می‌کن این جهان کهنه را از شور نو

عشق عشرت پیشه ای که دولتت پاینده باد

روز روزت عید تازه هر شبانگه سور نو

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها