ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

بی‌قدمی رقص بین بی‌دهنی قهقهه

از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت

قامت سروی گرفت کودکک یک مهه

روی ببینید روی بهر خدا عاشقان

گرچه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه

والله کو یوسف است بشنو از من از آنک

بودم با یوسفی هم نمک و هم چهه

چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار

عرش پر از نعره‌هاست فرش پر از وه وهه

عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر

هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه

آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین

طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها