ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای

در خم گردون فکنم هر نفسی غلغله‌ای

زیر قدم می‌سپرم هر سحری بادیه‌ای

خون جگر می‌سپرم در طلب قافله‌ای

آه از آن کس که زند بر دل من داغ عجب

بر کف پای دل من از ره او آبله‌ای

هم به فلک درفکند زهره ز بامش شرری

هم به زمین درفکند هیبت او زلزله‌ای

هیچ تقاضا نکنم ور بکنم دفع دهد

صد چو مرا دفع کند او به یکی هین هله‌ای

چونک از او دفع شوم گوشگکی سر بنهم

آید عشق چله گر بر سر من با چله‌ای

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها