ناهید
جلال الدین محمد مولوی

چون سوی برادری بپویی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چون سوی برادری بپویی

باید که نخست رو بشویی

در سر ز خمارت ار صداعی است

تصدیع برادران نجویی

یا بوی بغل ز خود برانی

یا ترک کنار دوست گویی

در سور مهی بنفشه مویی

کی شرط بود که تو بمویی

بی دام اگرت شکار باید

می‌دانک چو من محال جویی

ور گوش تو گرم شد ز مستی

صوفی سماع و های و هویی

ور هوش تو بی‌خبر شد از گوش

یک توی نه‌ای هزارتویی

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها