ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای آنک تو خواب ما ببستی

رفتی و به گوشه‌ای نشستی

اندر دلم آمدی چو ماهی

چون دل به تو بنگرید جستی

چون گلشن نیستی نمودی

چون صبر کنیم ما به هستی

چون باشد در خمار هجران

آن روح که یافت وصل و مستی

آن خانه چگونه خانه ماند

کز هجر ستون او شکستی

پنداشتی ای دماغ سرمست

کز رنج خمار بازرستی

در عشق وصال هست و هجران

در راه بلندی است و پستی

از یک جهت ار چه حق شناسی

از ده جهت آب و گل پرستی

بسیار ره است تا به جایی

کاندر سوداش طمع بستی

۹ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها