دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۶۴۹
آزادگیست رسمم و این خود سزد ز من
شمارهٔ ۶۵۰
بدشواری همی گوئی کند ابن یمین آسان
شمارهٔ ۶۵۱
ببارگاه جلال خدایگان برسان
شمارهٔ ۶۵۲
در بدو نیک آن تفکر کن
شمارهٔ ۶۵۳
آن اثر دارد که اندر دفع صرصر پوستین
شمارهٔ ۶۵۴
که میزیستی از نصیحت گران
شمارهٔ ۶۵۵
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
شمارهٔ ۶۵۶
سر افاضل عالم غیاث ملت و دین
شمارهٔ ۶۵۷
بحرمت دو حسن مقتدای جمله جهان
شمارهٔ ۶۵۸
که هست ابن یمینش بنده از جان
شمارهٔ ۶۵۹
سخنی همچو لؤلؤ و مرجان
شمارهٔ ۶۶۰
که چند و چیست ذهاب و صهو بتست و لبان
شمارهٔ ۶۶۱
ز مار و افعی در بادیه عصا کردن
شمارهٔ ۶۶۲
بسمع خواجه دنیا شهاب دولت و دین
شمارهٔ ۶۶۳
ز فعل خویشتن دارد پریشان
شمارهٔ ۶۶۴
شاد و غمگین ز بیش و کم بودن
شمارهٔ ۶۶۵
حلقه گوهر کش طبعت نکوتر پیرهن
شمارهٔ ۶۶۶
این قسم دشمنان بود آن حظ دوستان
شمارهٔ ۶۶۷
که بارش نهی بر دل خویشتن
شمارهٔ ۶۶۸
کز شکر آرد به بار شاخ نبات سخن
شمارهٔ ۶۶۹
باختیار مباش ای پسر مباشر آن
شمارهٔ ۶۷۰
و او نه مأمور و نه امیر کسان
شمارهٔ ۶۷۱
ارم و خلد برین نیست اگر هست جز این
شمارهٔ ۶۷۲
چنین آمد ز بدو فطرت آئین