دفتر شعر
۲۹۹ شعر در این دفتر
کتاب الشوقیات
شمارهٔ ۲۱۷
پای بند گره طره طرار توایم
شمارهٔ ۲۱۸
سالها آخر نه مرغ بوستانت بوده ام
شمارهٔ ۲۱۹
گوهری در پایش افکندیم و کانی یافتیم
شمارهٔ ۲۲۰
در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم
شمارهٔ ۲۲۱
قتیل غمزه ی خوانخوار ناتوان تو باشم
شمارهٔ ۲۲۲
یاقوت آبدار تو قوت روان چشم
شمارهٔ ۲۲۳
دردمندیم و بامید دوا آمده ایم
شمارهٔ ۲۲۴
دیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم
شمارهٔ ۲۲۵
نشان روی تو از لاله زار می شنوم
شمارهٔ ۲۲۶
قُم بتغرید الحَمایم و اسقِنی کاس المُدام
شمارهٔ ۲۲۷
حال گدایان دلشسکته ی مسکین
شمارهٔ ۲۲۸
تحیتی چو رخ دلگشای حور العین
شمارهٔ ۲۲۹
گل را چه محل پیش رخ لاله عذاران
شمارهٔ ۲۳۰
وز بهر من دلشده عزم سفری کن
شمارهٔ ۲۳۱
نظر بر طلعت فرخنده فالان
شمارهٔ ۲۳۲
همچو جام از باده ی لعلم لبالب شد دهن
شمارهٔ ۲۳۳
مرو و کار ما خراب مکن
شمارهٔ ۲۳۴
چشم موج افکن ما بنگر و دریا را بین
شمارهٔ ۲۳۵
که خبر دهد ز جنت دم صبح و باد بُستان
شمارهٔ ۲۳۶
چو زلف سر زده ما را فروگذار و رها کن
شمارهٔ ۲۳۷
مگر هر شب گذر دارد بر آن گیسوی مشک آگین
شمارهٔ ۲۳۸
حال این درویش با آن محتشم تقریر کن
شمارهٔ ۲۳۹
چو کشته را دم عیسی و کشته را باران
شمارهٔ ۲۴۰
گو سر بباز در ره جانان چنانک من