دفتر شعر
۱۱۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
سر رشتهٔ ذرّه ذرّه حاصل،در تو
شمارهٔ ۵۰
هم فهم ترا گرد جهان میجوید
شمارهٔ ۵۱
کس نتواند شناخت هرگز رازت
شمارهٔ ۵۲
چون از تو نشان نیست نشان بر چه نهم
شمارهٔ ۵۳
ای جملهٔ کاینات پویندهٔ تو
شمارهٔ ۵۴
کارکِهْ و مِهْ به مصلحت میرانی
شمارهٔ ۵۵
عزْ چون طلبد این دل عاجز از تو
شمارهٔ ۵۶
گه تشریفم برای یک آه دهی
شمارهٔ ۵۷
جان و دل ما وقف الهی میکن
شمارهٔ ۵۸
از پیدایی چنین نهانی یا نه
شمارهٔ ۵۹
دردِ تو شفاء جاودان بیش ارزد
شمارهٔ ۶۰
بر خلق نه پیدا نه نهان بودی تو
شمارهٔ ۶۱
هر ذرّه به آفتاب والا نرسد
شمارهٔ ۶۲
تا از ره تو به درگهت برسیدیم
شمارهٔ ۶۳
وز گرد رهت نیافتم آثاری
شمارهٔ ۶۴
در شوق تو مَردُم و مَلَک چندینی
شمارهٔ ۶۵
از هستی خود دیده بدوزند همه
شمارهٔ ۶۶
بیداری دل پیش توخوابی گردد
شمارهٔ ۶۷
جان بر هم سوز اگر وفای تو نداشت
شمارهٔ ۶۸
آن دوستی تست، یقین میدانم
شمارهٔ ۶۹
از پرده اگر یافت، جز آواز نیافت
شمارهٔ ۷۰
مشغول حضور جاودان خواهد بود
شمارهٔ ۷۱
سودای توام ازتو زیان بس بودم
شمارهٔ ۷۲
با یادِ تو در نهایتِ امید است