دفتر شعر
۱۰۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
وز عالمِ مرگ و زندگانی برتر
شمارهٔ ۵۰
گم ره شده رهنمای میباید بود
شمارهٔ ۵۱
گم بود درو دو کون و این درمان بود
شمارهٔ ۵۲
آنجا به یقین جان تو بوَد تن تو بوَد
شمارهٔ ۵۳
ملک دو جهان، به قطع، ایشان دارند
شمارهٔ ۵۴
در سینهٔ خود راهِ رُسُل یابی باز
شمارهٔ ۵۵
سرپوش بسوز و باز کن دیده بهوش
شمارهٔ ۵۶
تا جان باقیست، در طلب باید بود
شمارهٔ ۵۷
چون بحر شدی گهر میانِ جان دار
شمارهٔ ۵۸
تلخست دهانت ز شکر هیچ مپرس
شمارهٔ ۵۹
یا مورچهای گلشن خضرا بیند
شمارهٔ ۶۰
آغشتهٔ این قلزم بیپا و سر است
شمارهٔ ۶۱
مردی کن و مردانه بدین کاردرای
شمارهٔ ۶۲
دو کَوْن درو همچو دو شبنم بینی
شمارهٔ ۶۳
یک قطره ز دریای الاهی بینی
شمارهٔ ۶۴
جان را به یگانگی در اسرار انداز
شمارهٔ ۶۵
غم کش که ز غم مرد به فرهنگ شود
شمارهٔ ۶۶
در بحر ز خویش گم شو و قطره مباش
شمارهٔ ۶۷
پیش و پس و زیر و هم زبر اندیشی
شمارهٔ ۶۸
از خویش برون نیست همه در خویش است
شمارهٔ ۶۹
زان افتادی ز پرده شیدا بیرون
شمارهٔ ۷۰
اندر پس پرده لعبت بیکاری
شمارهٔ ۷۱
مردانه رو و خویش به دریا انداز
شمارهٔ ۷۲
در عالم بینهایت آرام بود